تبلیغات
آیاپیر (خرم سعیدی ) - شعر بختیاری - مطالب ابر کهنه درد آسمان
پنجشنبه 3 خرداد 1397

کهنه درد آسمان

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

"کهنه درد آسمان "
مثل اسبی کو ز ترس انداخت گوشش را
آسمان خمپشت و حزن آلود
چون اجاقی در اتاقی دود ناپیدا
دردِ دودِ دلگزا وهمِ نشسته بر دل از دوران
سنگ سرد خامش خواهش
چشم خسته،چهره،میرابِ عذابِ زخمجا درد نهفته در غم کهنه
نور بی سو،بی رمق، ترسو
چون چراغ مرده و کم نور بر گور است
مثل سایه در شب خاموش
مثل ریش مندرس کهنه لباسی در تن هراسه بر جالیز
کار ناچار گریزان است یا پرهیز
پاسبان برف در ناف زمستان است
نور بی نور است،می گویی به کامش می کشد دریا
رمز و راز است این دو نامیزان ترازو مانده ایام
بازگرد و کله پا شو شب شومین
رخ نماید روشنک هایی ز خاور، دور
باد، باران را ز پا انداخت
ابرِ چون کرک بز خاکستری،بگریخت
آسمان صاف است و شسته رو
بیخ شانه کوه، نورِ تازه سر زده انبوه .

#خرم_سعیدی بهار۹۷ خورشیدی
 Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، کهنه درد آسمان ، شعر نو ،