چهارشنبه 13 تیر 1397

عطر نور

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" عطر نور "
آن شکاف شوق، دهانش را گشود
دشت ها و کوه ها پر گشت از عطر سپید
چشم در چشم بیابان گوش بر راه نسیم
نیم خم ماه پا پا می دوید
ساقه مهتاب درون آب در رقصی عجیب
گیسو لرزان او در چنگ آب
راست پنداری که شیرین در بر چشمه نشسته گرم تن شستن بخواب
وا!! هزارن چشم دورادور محو ماه
جای پای پلک شان در آب شد پیدا و بی حاشا
نیش مهر شوق رویش داشت
او برِ اسب امید، می دمید و یال بالا می کشید
پوست کال آسمان را می درید
گله اسب شبروان شب رمید
شرمکش شد شب ز جایش بر جهید
نشتر دردی به قلبش می خلید
همچو حیوانی کتک خورده
صدایش در نمی آمد،خموش و می دوید.

#خرم_سعیدی تابستان۹۷ خورشیدی

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: عطر نور ، شعر نو ، خرم سعیدی ،

سه شنبه 12 تیر 1397

نشانه گاه ( سامان)

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" نشانه گاه ( سامان ) "

آسمان،ناصاف بود و چهره اش چون خشت
کوره گر شوراند آتش را پس آن کوه
آن چنار نور زد پنجه دهن بگشود
نور تازه پا کشید از خواب
تنبل و بیزار،کسالت بار
بیم در چشمش قدم رو زد
آفتابش دشت را پر گست بی رونق
راست گویی آن اجاقی کور بر گور است
یا پلاسین کهنه ای بر باد
گرده گاه آسمان در نوجوانی خم
گاه گاهی دود آن کهنه غبار غم
پشت و رویش را بلرزانید
نور، دق مرگ است،چون نیزه شکسته ریخت
شهر شب با کینه انبوه
گلو گیر است و گامش سرد
پیکر گنگ و شکست نور ، ز زایش ماند
ماهتابش چون گلی اندر کویری شور
خاک،رنگش باخت مثل خاک گورستان
خرمن خار ستاره چون پلنگی در قفس آرام
شاهد دیوار نامردی و مردی بود
دور دورِ استخوان لیسان و بادمجان به دور قاب چینان بود با تزویر
اما مرد، درد چون زنبور نیشش را به قلبش برده بود آخر
باز او زندانِ زندان دل خود شد
چشم پاکش،چمبر چشم ستاره گشت همزنجیر
هرکه و هرچه بدی فرمود، سر پس زد .

#خرم_سعیدی تابستان ۹۷ خورشیدی

 Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: نشانه گاه( سامان) ، خرم سعیدی ، شعر نو ،

دوشنبه 11 تیر 1397

آفتاب نشینان

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" آفتاب نشینان "
یال باد در تب و تاب نوازشگری گیس ابریشمی ابر
تاق گودین آسمان،نیلی و تار
آخرین مهره زرینش
با پندار خالی پر امید،بی تاب ماندن 
در آب دور دست ها بی نجات.
قندیل اسکلت درختان سر به زیر
انبوه انبوه تاریک بیم زای پیوسته حمله آور
لشکر اندوه همیشگی پا به ماه
رخوت شب ،بر تن دهکده چسبیده
دیوار مدام نامرئی گسترده و پا به جا
مردمان آفتاب نشین،
مبهوت و آرزو در سر
در سکوتی تلخ و رنج آور
دود اندوه هزار ساله در دل
پنجه به پنجه افعی فقر
از چشم و چراغی کور شفا می طلبند .
#خرم_سعیدی تابستان۹۷ خورشیدی
Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، شعر نو ، آفتاب نشینان ،

جمعه 18 خرداد 1397

شب یخی

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" شب یخی "

نور زلال
بر تن حریر خیال
سوار بام بام کوه
چون یال بریده مادیان
میدان گسترید .
دود دلگزای شب
چون دالان دوزخ
پیش چشم بیابان می دوید
پوستین باز بال بیابان
شرم رخسار و تهی از توان و توش
بغل به بغل مهتاب
در گنگی سیاهی گم می شد‌.
مرد گرفتار وامانده اندوه پندار
در بستر وهم انگیز خاطره و خیال
مژگان چون خارش را
با دلمردگی،بر چهره چرمگون می نواخت
شب غمین،چون یوزی پیر ،کینه توزانه
نیش خویش در همه جا فرو برده است.
ستاره ها سمج و انبوه
غبار خیال نور خیس را
بر همبالین سراب عذاب
به جدال نشسته اند
بر ردای آسمان یخ بسته و تار .

#خرم_سعیدی بهار ۹۷ خورشیدی
Telegram.me/khorram_saeedi

Ayapir2.ir


برچسب ها: شب یخی ، خرم سعیدی ، شعر نو ، شعر سپید ،

پنجشنبه 3 خرداد 1397

کهنه درد آسمان

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

"کهنه درد آسمان "
مثل اسبی کو ز ترس انداخت گوشش را
آسمان خمپشت و حزن آلود
چون اجاقی در اتاقی دود ناپیدا
دردِ دودِ دلگزا وهمِ نشسته بر دل از دوران
سنگ سرد خامش خواهش
چشم خسته،چهره،میرابِ عذابِ زخمجا درد نهفته در غم کهنه
نور بی سو،بی رمق، ترسو
چون چراغ مرده و کم نور بر گور است
مثل سایه در شب خاموش
مثل ریش مندرس کهنه لباسی در تن هراسه بر جالیز
کار ناچار گریزان است یا پرهیز
پاسبان برف در ناف زمستان است
نور بی نور است،می گویی به کامش می کشد دریا
رمز و راز است این دو نامیزان ترازو مانده ایام
بازگرد و کله پا شو شب شومین
رخ نماید روشنک هایی ز خاور، دور
باد، باران را ز پا انداخت
ابرِ چون کرک بز خاکستری،بگریخت
آسمان صاف است و شسته رو
بیخ شانه کوه، نورِ تازه سر زده انبوه .

#خرم_سعیدی بهار۹۷ خورشیدی
 Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، کهنه درد آسمان ، شعر نو ،

پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397

خواب خواب

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" خوابِ خواب "
شهر، شهر آسمان سرفراز
کوچه هایش خالی از هر رهگداز
بقچه پر وصله این مخملین شب خواب ناز
باد دیوانه به باغ او به دو با دستبرد
مرمر سوده شده مه، محشر است
ساکتم من مثل یک سنگ مزار
اندرونم بی اجاقین دیگ و جوش
خوش به حال دختر مهتاب می آید خموش
پنجه صحرای دریا جنب و جوش
وای من بر این سکوتِ پستِ دون
چون درخت لخت، سر در زیر برف
هیچ نا مخته هیاهویی ز باد
شهر ما خواب،آسمانش پر شتاب

#خرم_سعیدی بهار۹۷ خورشیدی

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: شعر نو ، خواب خواب ، خرم سعیدی ،

یکشنبه 22 بهمن 1396

عزیز ایران

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

« عزیز ایران »
تمامِ شهرِ دل ویران ایران است
همین پهنه کهن،این گل خیالِ راستین قامت
ستاد انبوه از دوران همچون کوه،
کُهی کُو تن به تن بر یکدگر سایند از انبوه
نداده راه تا تیزیِ پندار کس آزارد دل و جانش
خروش سرکش چشمان و گوش نابکاران کمین کرده
فرو افکند خیال خالی بد کیش و راهی تا رهایی یافت
دلِ ما در تنور شعله اش رقصان و پیچان است
ستاره گر نگاهی چپ کند زو، ابرهای خالکوبش مهر جنبانند و می گردد سد راهش
اگر نارس شبی آمد نشیند بر درش گاهی
سپیده دست بر سینه برآرد رشته دشنه، ببرد کاکل او را
اگر دلناله بادی،بَرد گردی برای توتیای چشم نه افلاک
شکوهمند میهمان،باران،رسد از راه و گردش را رساند جا
چنان محبوب دل هایی که گاهی آسمان از دوریت گرید
گشاید بند بند از سینه تنگ و کند خالی غم دوری
صفیر نرم بادی آشنا با دانه های پر گهر، باران، فرستد پیشکش بر کوهسارانت
بهاران، دود عود و کندر و اسپند، ریزد مجمرش تا دیوهای نابکار از تو بگرداند
گرفتار خیال و خامشی باشد ابا دلمرگی و دلگریه ها دایم رقیبانت
بگردم دورت ای ایران،وطن، ای پاک خاک و ای کهن زادِ اهورایی.
#خرم_سعیدی زمستان۹۶ خورشیدی
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: عزیز ایران ، خرم سعیدی ، شعر نو ، شعر نیمایی ، وصف ایران ،

جمعه 5 آبان 1396

گلمیخ خیال

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" گلمیخ خیال "

دستِ شبِ ستم
نای آسمان فشرد
رنگش به کبودی فرو رفت.
دروازه بان پیر
در غروبی تازه رنگ باخته
تورِ نورِ ماهِ کهنه را
در کمین چتر شب
پنهان از گنجینه هزار چشم
آویزه زینت گوش خود کرد.
افقِ پا کشیده،
بر سینه فراخ شب
یکه و یکرویه
سوار نوزین نسیم
گوش تیز می کرد.
گله گله موج ابرها
با گرگ و میش صبح
چون گوسفند گرگ دیده
به رَم بودند.
من با چشم غم آموز
با نگاهی در باد
آه به دل چسبیده را
از قفس تهی کردم.
با شکست شب و دمش سپیده
نسیم سبک پای نور
سایه می پراکند
و چتر سیاه
با گلمیخ خیابان خیال
دمادم تهی تر از ستاره شد.

#خرم_سعیدی پاییز ۹۶ خورشیدی

Ayapir2.ir


برچسب ها: گلمیخ خیال ، خرم سعیدی ، شعر نو ،

جمعه 20 مرداد 1396

دوَران دوران

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" دوَرانِ دوران "
" دلتنگی برای سرهای بریده در دوران"

گوش و هوشش کور
اژدهاکِ بد گهر تازی پتیاره
راه و رسمش بُود دیگر گون
نوکر اردوی اهریمن
او دلش آگنده بُد از کین
نابه کار پادافره اندیشید و آشوبید ایرانشهر
تیز تگ اسپ ستم را همچنان می راند
سوی بام ملک جاویدان ایرانویچ 
کشوری که انسانش آنسان بود دورانساز
مردمانش خویشکاران اهورایی
وای از این دوران وحشت زار تکراری
آفتاب بخت از میغ سحر سر می زند گاهی
اما او،گوش و هوشش همچنان مدهوش
آن ضحاک اجداد،بدخُوِ آهرمنی یاور
سربریدن،غارت و قتل و تجاوز خوی دیرینه
ریشه در اندیشه ی ناپاکش از اجداد پارینه
یادگار جهل پرتابی به قرن روشن علم ست
طالبان،داعش و یا هر نام
پوستش تغییر اندک داده اندر دام
اما آش با کاسه همان تکرار دوران ست.

#خرم_سعیدی
Ayapir2.ir


برچسب ها: خرم سعیدی ، دوَران دوران ، شعر نو ،

چهارشنبه 18 مرداد 1396

خونخواهی

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" خونخواهی "

هیچ " هومی "
تسکین نمی دهد
زخم کاری دردزا را
هیچ " نوشدارویی"
درمانگر درد دوران مرگزا نبود
هیچ " کیخسروی"
" افراسیاب" تبه کار تورانی را
به زنجیر نخواهد کشید
برای خونخواهی " سیاوشان" 
"رستم " چو نیست،
مددی ای گرز گاوین زمان،مددی

#خُرم_سعیدی

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، شعر نو ، خونخواهی ،

سه شنبه 30 خرداد 1396

کُشتگاه

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
« کُشتگاه »

غمگین تر از غروب و درد جانکاه
دود شد دل خورشید
باغ گلش ز درد پژمرد
آرزوی روزش پرپر گشت
دامن امید در کشید
پاره های جگرش در کُشتگاه
با وداعی به نگاه
فشار غم نگذاشت،بدرود گوید
با مرگ محبت دریچه شب گشود.
ماهِ مجنونِ گرفته سیما
سر سپرد سوی صحرای دریا
بر آب پاشید بذر آرزوی غنچه دل
آغوش خطر گشود با شعله تنهایی و دود
دروازه شهر آرزو هفت قفل
بر قله مه آلود زندگی
«خوبی خفته و بدی بیدار»
پرده اشک جانسپار سر بر گریبان
سکوت همه جا جاری.

#خرم_سعیدی خورداد ۹۶

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، کشتگاه ، شعر نو ،

جمعه 26 خرداد 1396

زمستان

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
« زمستان »

بیستون مرداب بی فانوس شب
دلگیر و زندانی ست با زنجیر
چتر غم گسترده ی نه توی ظلمت کار و وحشت گیر
چاهسار درد بی دادست مالامال
کوره راهی کور و بغض حسرتی باشد به دود اندود
زخم کاری مانده بر چشمان غمبار یتیمی بی کس و رنجور
خشم سوز آرزوی سینه ای در بسته و بر گور
بغض گل خار به خواب آشفته ای سرشار
نعره ی غمسار تیری سینه سا پر کار
خارزار زنگ غمبار دوچشمانی سخنگویست،پر ،بیمار
آنچنان انبوه شب بر شب ستاده تا که قلب از کار وا ماند
مرغکان،آواز خوان،آوایشان یخ بسته،حلق آویز و سر در چاه و پژمرده
ناتوان و نا امید از رنگِ بانگ صبح فرداهای نور آذین
کوره ره خاموش صبح،راهش به دیوار مصیبت باز
سینه را نتوان گشود و آه بر دستان یخ بسته ز سرما زد
آری آری نیک می گوید «امید» رفته، اکنون هم «زمستان است،سرها در گریبان....»

#خرم_سعیدی خورداد۹۶

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، شعر نو ، شعر زمستان ،

چهارشنبه 24 خرداد 1396

داد باد

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
« دادِ باد »

« لمپا»ی نارنجی ستاره آونگ
در لانه گاه آیینه نگاه
دست نوازشگر شکسته ماه
در دنیای بی غمی
دهان وحشی وش غنچه شب را بویید
هیزم حسرتِ دلِ دودآلودش
بر مزار آرزو،طاقت سوز شد
خنجر تهدید شب،فغانش را سربرید
چنگ نگاه،در گلوی چشمش خوشید
شب،شبِ بیداد و خاموشی
خاک خاطره را به زمین پاشید
چراغی در گذر باد داد می زد
مرگ است این یا زندگی ؟
کوه پاسخ داد : مرگ،مرگ،مر....

#خرم_سعیدی خورداد۹۶

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، داد باد ، شعر نو ،

چهارشنبه 24 خرداد 1396

خیزگاه ماه

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
« خیزگاه ماه »

بر گرده گاه آسمان
ماه نیم خم در خیزاب
چهره چرخاند در آینه آب .
جای پای سایه بر کام دریا
جلا می داد خیال را در غبار غروب
بار شیشه ای ستاره با ماشین شب
لایه لایه سیاهی نازک
به صخره های خشم فرو می کرد
دشنه سکوت قد می کشید
در دود شب تفتیده
اما ما نگاه در سیاهی دوانده
منتظر پیشانی سحر از بلندای سپیده ایم.

#خرم_سعیدی خورداد۹۶

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، خیزگاه ماه ، شعر نو ،

جمعه 19 خرداد 1396

بغض دوران

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
« بغض دوران »

مزرعه نیم رسش را نسیم می نوازید
در پرتو شب و سکوتٍ ستاره .
با ابروانی کهنه،خسته و‌گره خوار
چشمانی پنهان در پیشانی و نگاهی ویران
چین کبود گود گردن
دستهای چون چرم خشک
سکوت اندوهبار قشون غم
پنهانداشتی دریغوار
گره بغضش در فریاد یاد
پدر،بقرار و خوددار
با انبان بی میلی
ماشه درد را چکاند:
با نیش دشنه
سیاهی را فتح کردند
جان خواران.

#خرم_سعیدی خورداد۹۶
Ayapir2.ir


Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، بغض دوران ، شعر نو ،

پنجشنبه 10 فروردین 1396

توان تابش

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    


«توان تابش »

روز خشمخوار
پیچیده در غبار
خشماگین و خاموش
چون چشم یتیم حسرت زده
سر و گوش انداخت.
پنجه خمتاب نور،در سینه صحرا
پا از خاک کشید
بوی مرگ روز
در خیالگاه خاک
با درد و دردمندی
در سنگ سنگ کوه
سنگر گرفته بود.
نرمه های نور
تاب ایستادنشان نبود
در قلمرو سیاهی
شب چموش،چون افعی پیر
برای ابد قدم تیز می کرد.
شاخه های خیال آسمان
با مرگ ستاره ها
خنجر خطی به سینه سیاه شب کشید
چتر نقره کوب شب از هوش رفت
در شانه سربی آسمان
دستان ماه میدان گسترد
در پاسخ تفنگ نور.

#خُرم_سعیدی. 

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، تاب تابش ، شعر نو ،

پنجشنبه 28 بهمن 1395

پیکار درد

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
«پیکار درد»

«برای مظلوم ترین خاک،خوزستان قهرمان»

آغوش مشت دشت
در سرخناک خاک
تن به چنگ جنگ داد.
دستٍ بسته بوته ها
در گوی گل چشمان قطره غرق
عشق بهار،در گنگنای ناله گم
صدای سایش پاهای متحد
رنگ خواب غبار را زدود
جوانه غرور نور
زیر سایه ها پنهان
خواب سیاه آفتاب را می رباید
سینه باد داغ،دود در چشم خواب می ساید
مزرعه دل،در هوای شیشه ای صبحدم
چون دم مار زندگی
شانه به شانه روزگار تلخ
با دو همزاد درد و کار
به ناچار پندار بهار
پیکار درد را تحمل می کند.

#خُرم_سعیدی غباری زمستان ۹۵ خورشیدی
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: پیکار درد ، خرم سعیدی ، شعر نو ، شعری برای خوزستان ،

یکشنبه 24 بهمن 1395

غم خورشید

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    


« غم خورشید »

خروش خون خورشید
پای گردانید،از کهن کار سیه کاسه.
پرده تار ماه
در دشت پشت روز
می دروید حاصل مزرعه گندمزار سیاه.
خوشه خرمن خنجرگزاران
آن شنگولان خوش باش و خوش نواز
در شٙکرخواب دیبای دیبقی
با ناز کمان ناوک
صبر از برگ برگ دریای دل ربود.
گلمیخ زخم رخ یاران آسمان
سیه پوش کرد خیل خیال رفیق شفیق
در غم یک خورشید و هزارهزار شب.

#خرم_سعیدی زمستان ۹۵ خورشیدی
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: غم خورشید ، خرم سعیدی ، شعر نو ،

یکشنبه 12 دی 1395

مادر

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    


«مادر »
شب،شاخ گل شب بوی گیس مادر را تاباند
با شکوهش
ماه مشتبه شد
خورشید خفته بر آشوبید
آنگاه لاشه های باران را شست
برای پراکندن دلپذیرترین رایحه او.
می دانی ای دل
پری پیکرترین مرغان دریا در سکوت زمان
جوانی او را چیدند 
بر بلندای نیلوفر گیسش
از آسمان گذشتند
تا سرود جوانی سفرکرده اش را سر دهند
برای قرن ها و نسل های بی انسانیت.

#خرم_سعیدی زمستان ۹۵
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، مادر ، شعر نو ،

دوشنبه 6 مهر 1394

حاصل زندگی

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    نوع مطلب :شعر نو نیمائی ،

" حاصل زندگی "

آفتابِ زرنگار
مثل از بند رستگان
با یورشی بی محابا
با گزشی غافلگیرانه
با واقعیتی محتوم
با بغض بیهودگی
با نگاهی تشنه و مات
با فضایی دلگیرتر از فراق
در،آرام-فرسایش- گاه- زمان
تازیانه می کوبد
تا ته بنبست حیات
منتظر پاییز تن باشیم
و شتری که منزل به منزل می خوابد
از چینه بیاید یا از تن مغموم دیوار
برای بردن یادگارِ ماندگار
آنگاه ، زخم روح بازماندگان
با مرحم صبر
دذرمان شود.

" خرم سعیدی تابستان 94 "


برچسب ها: شعر نو ، شعر حاصل عمر ، خرم سعیدی ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2