چهارشنبه 5 مهر 1396

واگویه ای بر روز

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" واگویه ای بر روز "

سپاه آن شبِ تیره
بر ایرانشهر، ملک خسروان چیره
نموده ماه،آرایش سیاه وُ زهره گیسو را برید از درد
شبه گون شب، کشیده چادرش ، بهرام و کیوان را رسیده گرد
هلا می دان،همان اهریمنی مارِ سیاهش چمبرش پر زهر
فروماندست گردون از دگرگونهای گردان سیه گونش
ز مکر و حیله و نیرنگ، دل گیتی هراسانست
درنگش تنگ و دل ها سنگ،گویی هر کسی بگرفته با دستان کلاهش تا نشیند باد
تمام پهنه این لاژوردین آسمان،پا مال تاریکیست
دل گیتی هراسانست از بی داد
خیانت روز کرده،تا که گویی کوهه ی شب خیزد از دامان آن دشت سیه دریا
کنون من از درنگِ زنگِ رنگِ روز دلتنگم
بیا نیرنگ بگشا شب،برای مرد با فرهنگ
نگه کن پیشگاه آسمان خفته به زیر چادر شب نیز 
وَ پای آفتاب روی زرد کشور پاییز
چنان بسته به زلف چاه شب زنجیر
که پنداری ضحاکِ با هزاران عیب،زنجیر دماوندست.

#خرم_سعیدی پاییز ۱۳۹۶خورشیدی


برچسب ها: خرم سعیدی ، واگویه ای بر روز ، شعرنو نیمایی ،

شنبه 17 تیر 1396

تندیس راهور

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
" تندیس راهور "

زنگارِ اندوهِ زنبور روزگار
در پالیز زرد زندگی
دنبال آرمان گمشده
در هفت خم خاک خمیده.
سکوی سکوت،دور چاه لب قفل
زبان گنگ،در چمبر تنگ کام،به کام
گلسار رخسار ماهِ زرنگار،آبشاری یخی
آفتاب یکدلی،در تور چاهسار شب اسیر
شاه چهر مهتران دانشی چون نگارکند به بند
عبای آهنی بلند شب
به دوشِ روزِ دودآلود،سنگین
شلاق داغ باد،بر گرده خاک نالان
تمام روز ولایت تار
بعد نور بهار.

#خرم_سعیدی تابستان ۹۶خورشیدی

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، تندیس راهور ، شعرنو نیمایی ،

سه شنبه 23 خرداد 1396

شاخسار شب

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
« شاخسار شب »

بر سرِ شاخسار مژگان
میوه درد،خوابم را می دزدد.
چشمم گام به گام شب
کاکل به آسمان می ساید
آب مژگان ،
در سنگنای ظلمت دوران روان.
چشم سرد ستاره
در داد و ستد نگاه
لرزه بر دل می اندازد
مثل قایقی بر بستر آرام آب
آسمان جوان،
لبخند نگینی ستاره تابان
چنان می توان،
گونه آنها را در آب نواخت
در خنکای سحر همسایه شب
ریشه گنگ صبحدم جوانه می زند
برای غمان قلب پیر پدر.

#خرم_سعیدی خورداد۹۶
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، شاخسار شب ، شعرنو نیمایی ،