تبلیغات
آیاپیر (خرم سعیدی ) - شعر بختیاری - مطالب ابر سنگ صبور
چهارشنبه 8 شهریور 1396

سنگ صبور

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" سنگ صبور "
شاهِ صد چشمِ شب اکنون به شکوه
بگشوده درِ باغ قفسش
تهی از نور کم ماه شده.
کوه ها سر بنهاده به لب گوش فلک
آسمان پیر سیه زاغ،چه بی فریادست
هرکه را بی فریاد،نتوان زنده شمرد.
دل،دو نیم است کنون مثل ذغال
چه ستم ها که کشیده بی نور
غمش از غم بفزود،درد به درد
آب چشمش بنشسته شده ابری بر کوه
غم شیرین می خورد
سنگ صبرش بر دل
زیر لب گویه همی کرد ز درد
تیشه فرهاد بزد آینه نور شکست
نور مُردست کنون
شور شیرین در کوه
شده زنجیر همان دیو سیاه
و چه خوش می داند
غم خسرو گذران است رود زود ز یاد
قسمم باد به دیدار تو کُه کن،فرهاد
باز گویم به کبوتر،برسان
تو پیامم بر نور
و بگو چون فرهاد
گر به تلخی برود جان از تن
باز ماند قصه شیرین از من
بنشینم سر کوه،چشم بر شب بندم
به امید گل نوری که ز ره باز رسد.

#خرم_سعیدی تابستان۹۶
Ayapir2.ir


برچسب ها: خرم سعیدی ، شعر نو نیمایی ، سنگ صبور ،