جمعه 25 آبان 1397

دکور جنگ

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" دکور جنگ "

تن ستون،بور، مدور هیکل
زره خاص کمرگاه به تن
بوی باروت،غرورش رم داد
سم همی کوفت به خشم
همچو تیری ز کمان جستی زد
رود باد یال به پرواز بداد
سایه در چله ابریشم رود،پیش ببرد
درد،در قلب فرو برده به دندان جگر
اشک خشمش خوشید
چهچه شیهه او کوه بداده پاسخ
پسِ دروازه تپه ،بگرفته سنگر
نیم رخ تیره کوه،برکه خواب زمین ساز بکرد
تازه آرا ماهی،از حصار کوهی
نازلبخند خوشی باز بکرد
سایه اندوهی،رنگ رخسار سوارش بگرفت
کلبه اندیشش،داشت آشوبی سخت
مه اندوه نگاه،همچو الماس به آن شیشه شب خط بکشید
در پسِ پیر بلوطی فربه
دود آسا آن اسب
پای خود سست بکرد
سلطه شب برسید
دکور جنگ بهم ریخته شد .

#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعید ، دکور جنگ ، شعر نیمایی خرم سعیدی ، خرم سعیدی ،

دوشنبه 21 آبان 1397

دشت درد

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" دشت درد "

نوربارانِ لبخندِ دل انگیز سحری
با آتش مهربانیِ دریایِ درون
بر قلب فرمان روایی کرد
جذابیت خوش آب و گلش
خوشایند چشم بود 
شاخه ها چون بال پرنده
شادمانه دست در دست باد در زمزمه و رقص
هنگام که سایه به قله رسید
زره روز فروشونده درید
دشت درد
طرح دلفریب رخسارش زرد کرد
اندوهی ملایم چون خوابی نیم خفته
انبار مهربانیش آتش زد
راز واپسین زندگیش
پشت به روشنایی داد
بر خود لرزید
تا جنس بی ریشه تبر از خود دید
منفذ غم گشوده شد
تبر بدست سرمست
مثل سایه و سرمای مغول رسید
سایه پشیمانی فوران سیاه سکوت گسترد
بر کار خود کرده .
با مرگ درخت
آنکه هر ساعتش دنیایی ست
گویی خود من بود که می مرد .
#خرم سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: دشت درد ، خرم سعید ، شعر نیمایی ، خرم سعیدی ،

سه شنبه 15 آبان 1397

پاره خیال

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" پاره خیال "

روی تابید زمین از خورشید
مخملین شامگهش،خوش بنشسته به زمین
آب اهلی افق لرزانش
داد تحسین در آیینه خود
نعش خورشید در آغوش فراموشی شب
شهر انباشته در تاریکی، خواب آلود
شادی کم نفسی
دل سپرده پسِ زیبایی اندُهبارش
مهربان پرتو ماه
پس ابری بنشسته تنها
گاه چون کودک نوپا دَو دَو
راهِ هموار شبی را پیمود
دختر نور سحر غرق حریق عشقش
زلف زرد پاییز،دارد احساسی خاص
برگ ها مرده بهم پیچیدی
آبشاری شده باد،رو به بالا می برد
در خیابان جوانی دو جوان دست به دست
دشتی از گل به گلستان خیال
مهِ معصومیتش خفته به صندوقچه دل
صاعقه عشق جوانه زده بود،مثل رویا زیبا
خوشه آتش دریای بلورین وفا
گلِ لال، اندوه دل کرد صدا
عشق بی عشق کجا؟
مژه لبخندی زد،پل بزد بر سرِ اشک
تا که معشوق ز دریا گذرد
وحشت عشق نماند بر جا
#خرم_سعیدی پاییز۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: پاره خیال ، خرم سعیدی ، شعرنو خرم سعیدی ، خرم سعید ،

جمعه 11 آبان 1397

گل میخ

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" گل میخ "
باز گل میخ برنجی را نشا
کرده بودن در زمین آسمان
پرتو افشان ماه بر صحرا گذشت
بانگ برهم زد سحر خیز آن خروس
مثل مرغان مهاجر شب به دو
بازو پر مهر آغوشش گشود
اشتیاق رود صبح بیدار شد
دست و رو را شسته با عطر هوا
در نبرد لشکران ابرها
با صدای کوس ها ،شمشیرها
پاره های سرخ آتش می جهد
همچنان از کوره ها،سندان ها
روشنی اشکی هوا را می درد
در جلال برگ ها و بارها
ناله بادی میان باغ ها
می خورد او خوشه های خشم را
سر دهد آوای صلح زندگی
از فراز کوه ها رنگین کمان

#خرم_سعیدی پاییز۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: گل میخ ، خرم سعیدی ، شعرنو خرم سعیدی ،

پنجشنبه 10 آبان 1397

ضحاک شب

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    


" ضحاک شب "

با کوچ خورشید
هاله نور با چین طلایی
حاشیه تپه های استخوانی را هاشور زد
افعی غروب قیرینِ سنگین
آفتاب را بلعید
ماه بی روح
در چراگاه آسمان
به نرمی می لغزید
گیسوان لطیف ابریشم سبکبار نور
از تپه سار ابرهای کم پشته گذشت
حریر انبوه ستارگان جزیره مانند
در دریای آسمان
بی تابانه به رقص بودند .
آسمان پیچیده در شولای شب
با بار اندوهی عمیق و شادانه
در آتش شرم و شور عشق
غنچه های نوزای خود را
فریدون گون از ضحاک شب
در سکونِ سکوت پنهان می کرد .
زندگیِ درخت رخت بر بست
خشم آگین بادی
می غرید و می لغزید
قطرات زهراگینش
باغ را مرغ پر کنده کرد
شاخه ها با ناله های کشنده درد
با اندوه شکست روح
رقص پاره تن خود را در جویبار به تماشا می نشست.
انبوه درختان سیاه و ساکت
همچو سربازان به صف
بر بی مهری زمین نفرین می کردند.

#خرم_سعیدی پاییز۹۷

Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: ضحاک شب ، شعر نو ، خرم سعیدی ، شعر نو خرم سعیدی ،

سه شنبه 1 آبان 1397

درد آب و بلوط

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" درد آب و بلوط "
" تقدیم به ستیهندگان محیط زیست "

زیبای اندوهگین
سازواره دلخوری
کرانمند درد
آسمان جنوب
زیر بخار سیاه حجاب گرد
با ابرِ نیرنگِ برگِ زردِ مارِ قدرت
لب آبش نهان وش به قلاب .
بالاتر از اشک صبح
بلوط پر تشویش زاده ترس
مثل مردمِ مستحکم خموش
با آرامش دیرنده،بی روح مثل سنگ .
دشت_ اجبار ترسناک_ آسمان
نقشمند آینه گردان شیرین شب
با نیزه زنگاری سیاهی شکاف
در سرمای مهلک نبرد طوفان افکار
به سقوط روح می اندیشد .

#خرم_سعیدی پاییز ۱۳۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: درد آب و بلوط ، شعرنو خرم سعیدی ، خرم سعیدی ،

یکشنبه 22 مهر 1397

همداد

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" همداد "

یادگار آرش
دیو سپید " بهار "
سراپا در سیاهی گرفتار
خان خونش در جریان .
این سو ،سیاهی و تباهی
شهر و " انقلاب " و " آزادی"
پا در گلِ دردِ " سونامی"
اسیر تبِ شب
اسب " آزادی" ست به رم
مبتلای دود و دم .
#خرم_سعیدی پاییز۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: همداد ، شعر نو خرم سعیدی ، خرم سعیدی ،

شنبه 14 مهر 1397

خیالی رویایی

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" خیالی رویایی "

خورشید بوی سرما می داد
آخرین شعله اش بی چالاکی و سرکشی
مثل پرنده ای پیر پرپر می زد 
در قلب زمختِ بی روح دریای ظلمت .
حلقه حلقه ابر ارغوانی
پاره چترش باز
مثل آهی در سکوت شب
آرام آرام گام می نهاد .
گنبد آسمان بشکوه
با طراوت فرحبش
مثل کهنه فرشی نخ نماست.
فرمان فریاد باد،سرِ بازی داشت
زمزمه و کشمکشش ساز خود را آغازید
کاغذهای پروازی همراهش
به آینه غروب سرکش،سر می کشید .
ماه آسمان درخش همیشه محجوب
در حال بیقراری
بشقاب گرد و کمرنگش را
از آبشار آسمان
به آینه آب انداخت .
من در کنار شعله رنگ پریده شمع به سایه رسیده
خاکستر آرزوهایم را می آشوبیدم:
آیا از وحشت عید می رهیم
آیا الاهه ابر با نسیم باران دوش حمام می شود
تا ناودان های مثل کارکنان بیکار
بی منت جاری شوند
آیا چیزی به غرق درختان در شکوفه مانده است
آیا چند ضحاک دربند دماوند می شوند
آیا درشت آرواره ها بوووووق‌‌ ...

#خرم_سعیدی پاییز۹۷
 Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خیالی رویایی ، شعر آزاد ، خرم سعیدی ،

یکشنبه 8 مهر 1397

تبعیض زندگی

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" تبعیض زندگی "

باد پس می داد نه تو پرده های آخر دریا
آسمان در چشم چشمه آبی و زیبا
هان نگر دیوار آبی آسمانش لخت
خوشه خوشه ریز ریز وز وز زنبور
از زمین تا آسمانست احتکار نور
نورِ بی تاثیرِ سرمای زمستانی
روزها رو به دگرگونی که می دانی
زمزمه بادست و برگ و خش خش پاییز
زاده ی تبعیض در تبعید دست آویز
وای یخبندان شبی هان می رسد از راه
دخمه ها سرد و زمستانی سیاه
در سکوتی سخت مردانه به دل زنجیر آه
بسته درها،برده سرها را بر دامن
پوچ و پوچ است برگ برگ آینده و امید
زندگی گهواره زندانیست در تبعید
خواه اینجا،هرکجا،هرجا
آی زندانبان شب بگشای این روزن
تا گذار شب شود احساس از دیدن
داد پرور داد ما بستان تو از دادار این برزن
#خرم_سعیدی پاییز۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: تبعیض زندگی ، خرم سعیدی ،

پنجشنبه 5 مهر 1397

استبداد عشق

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" استبداد عشق "

هرگاه محبت گرما به صفر رسید
و چاقوی نور زورش به سرما نرسید
حضرت پاییز با لباس صبح
همراه باد با شلاق احساس
کتاب طناز برگ را در ارتفاع محبت
با صدای لطیف عشق می خواند .
در راه کشتن و استبداد عشق
ناله خاموش برگ به طغیان
لبخند غم آلود به فریاد
در رثای طراوت جوانی و جان بی برگی .
حضرت رخشنده پاییز
لحافش در گرو عشقش
برگ برگ شاعرانه ترین کوچه را
با درد واقعی
مهار خود می کرد.
سرنوشت ما و برگ
چه پاییزانه غروبیست بی صدا .

#خرم_سعیدی پاییز۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: استبداد عشق ، وصف پاییز ، خرم سعیدی ،

چهارشنبه 4 مهر 1397

فریاد جاری

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" فریاد جاری "
پروانه های نور
خان خونشان به جوش
گرد آلاله ماه
پای کوبیدند ‌.
محتسب نوبتی
فریاد سیاه بر کشید
آنها چون ما
سر در پیله فرو برده
تا وهله دگر
سفره خونشان سفر کند .

#خرم_سعیدی پاییز ۹۷ 
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: فریاد جاری ، خرم سعیدی ،

سه شنبه 27 شهریور 1397

پالان دوران

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" پالان دوران "

" آیاپیر " (۱)شاه، " هانی "(۲)
در سایه سار پسین " الهک " (۳) دلنشین
با رنج سالیانِ ستمِ مردمان
معبدی پرداخت شکرانه .
انحنای ظریف نگار نگاشت معبد
در سرد سنگ
پیچش گرمِ بدنِ انسانِ دوران را پل است .
حتی در تندیس سخت صخره
گل پژمرده امید "هانی"
بی جبروت و خصلت شاهانه
تجاوزگرِ زورگوست .
پالان بی عاطفه
در توحش متمددانه شاهان
همچنان در معبد دوران دَوران است.
آی " الهک " خیزانه گری کن
بر معبدِ جهل ریایی " هانی" پا بزن
بگسل پل بافته از آهن سرد .
#خرم_سعیدی تا بستان ۹۷ خورشیدی

۱-آیاپیر، یکی از نام های قدیم ایذه
۲- هانی ،از خاندان حکومتی قبل از تاریخ ایذه با توجه به سنگ نوشته های "اشکفت سلمان"
۳-الهک،کوهی باستانی در جنوب ایذه
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: پالان دوران ، خرم سعیدی ،

سه شنبه 27 شهریور 1397

گل ماتم

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" گل ماتم "

طاقت پلاس شب را نداشت
به سنگینی سرب
غم کلاف می کرد
گل سیاه .
سرپوش مفرغی کهنه شب
نگاه غیظ آلود پر غصه ای داشت
نور زخم خورده را
پس ابر عظیم سیاه خفه کرد .
کبوتر سیاه لغزان ماه
در نقطه ای تاریک
نورش را
مثل دهان ماهی تازه صید شده
در آب سیاه دریا می جنباند .

#خرم_سعیدی تابستان ۹۷ خورشیدی
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: گل ماتم ، شعرنو ، خرم سعیدی ،

دوشنبه 12 شهریور 1397

گل بی بو

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" گلِ بی بو "
گل بی بویِ کلیدِ امید
گره از کار دل ما نکشید
راز دل، چون نتوان گفت
ز گفتار چه سود
جانم از غم فرسود
راه آمد بگرفته است سیاهی اکنون
سایه از شب به رمیده دیگر
خزه روئیده سیاه بر دریا
چشمه ها گشته لجنزار و تباه
برگ ها خشک ستاره بفتاده در چاه
بوی شومین سیاهی همه جا گسترده
خوشی و شادی و آسایش مرد
رحم اله بخوانید، به بزرگیِ منش و به راستیّ و به مردانگی و انسانی
خستگی مانده به تن در همه جا
وای بر فردایِ پسِ امروزی ما

#خرم_سعیدی تابستان ۹۷ خورشیدی
 Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: گل بی بو ، شعر اجتماعی نو ، خرم سعیدی ،

یکشنبه 11 شهریور 1397

شیواتیر آرش

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" شیواتیر آرش "

" از آن خوانند آرش را کمانگیر/که از بابل به مرو انداخت یک تیر ( ویس و رامین)"

ستور کشور توران
شش و یک سال
خورد و خفت اندر سر حد ایران .
گجست افراسیاب افراشت
شومین بال خود را بر شه پیشدادی دوران
بزرگان،مصلحت کیشان و مردان نیک اندیشان
نموده انجمن با مردم توران
بنا بگذاشتند،پرواز تیری از فراز قله البرز
به هر جایی فرود آید
بماند جایگاه و مرز آن سامان
گزین کردند،حکیم و پارسایی مرد شیواتیر
آرش،تیزرو تیر و کمانگیرِ یل ایران.
همو دانست تیر زندگانیش،از کمان جستن نیاید باز
فراز قله البرز،تن خود را به مردم می نمود و گفت
درست و سالمم اکنون چو می بینید
همه نیروی جان گرد در کمان و تیر خود می کرد
رهانید تیرِ پُر پَر عقابی سخت
فرشته باد تیر او به سوی دورترها راند
ز البرز اهورایی پریده تیر
پس از روزی شتابان،کوه و دشت را بگذاشت و بشکافید پهلوی هوا و آسمانش را
برِ شهری به ترکستان،به فرغانه
نشسته خوش به تن بر سالخورده گردکان بشکوه
در آن دم جان بداد آرش برای خاک این سامان
نه آرش اولین جان اسپُرت بودست و نه آخر
هزاران جان فدای خاکت ای ایران
اهورایی بمان و جاودان ،در هر زمان و هر مکان، دوران.

#خرم_سعیدی تابستان ۹۷ خورشیدی

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: شیواتیر آرش ، شعر نو حماسی ، خرم سعیدی ،

پنجشنبه 11 مرداد 1397

مرثیه ای برای آب

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" مرثیه ای برای آب "

طره دلکش ماه
از دروازه دو کوه
در میان کنگره آوار کاخ ابر
اندوه اندوه
لشکر آرزو به دل پنهان ساخت
در ویرانشهر آبگاه تالاب .
قورباغه ها با چشمانی آبی مشتاق و همصدا
به تماشای تابش نور می رقصیدند
برای التماس باران .
ابر، نمد پوش نُه لا
کلاهخود دل خود را
تا پیش چشم پایین کشید
سایه اش واژگون
سنگین بار، کج کج راه می رفت.
غرش عقرب خاک
بلم نور ماه را
با غیظ بر گرداند.
چکش جهل سایه دوانید
بر ابر و باد و ماه و خورشید
تا در کار خیر خود نباشند
فصل فصل شبانه است .

#خرم_سعیدی تابستان ۹۷ خورشیدی

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: مرثیه ای برای آب ، خرم سعیدی ، شعری نو درباره آب ،

پنجشنبه 11 مرداد 1397

دویتی مال

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" دویتی مال "
میشکال مال،یو چن رُو یَه دَنر
کُلهِ نادِ پَسِ بُرگ وُ وِ کیف
هُف منِ ساز اِکُنه
مُقُمِ " سرناز وُ گُلناز" اِزَنه .
گَلِ گُل، مینِ گُلِسونِ گلای کِلِ مال
اِوارازنین خُوسُون، جُورِ بهار
رَنگ وُ ری چی رُوِ نُور
کد و بالا،لِکِ چنداری خَیف
لُچک اُلماس نما، اُردی ارشفیا وُرمِنِ تیگ
جُورِ کوگ پُور،اِتَپن یا کِه وِ دَو بال اِزَنِن
مَیناییِ دُو سِه لُو وَروَنده
بَن سیزَن وِ رقات
دِلرُوا مُهره ی منجاس،دِل اِی بُورد وِ دیر
گُوِ دَسمال،شُراوِه دُو طرف
مُهره شَو تَو،مِنِ ناوَنده وِ نا
سینه ریزا پُرِ میخک هِد وُ عَمبَر بُوِ خُو
بایی بَند بَسِه وِ بایی چَپِس
چند تا مهره تیه،سوز مهره،دُو سِه تا قُرِ کُچیرِ نُرقه
دُو تا دَس،لِشگِ دِرَهد،بایم پُر گُل وِ بهار
سَوز وُ سیر دسمالا،وِ زِرِن قِرقِرِشا مینِ هوا
قِرِ شَولار قِری،تَهنه اِی زَی وِ هَمُو کوگِ دَری
بِسِدِ دِندونا،تا زَنِه کِل،مِثِ برف بِرچ اِزَنه
شَپَک اِی زَین دُورگَل وُ اِهَی گُل خُونِن
مَه گَوِه زَیده هِدن دَورِ بَهیگ مِنِ مال...

#خرم_سعیدی تابستان ۹۷ خورشیدی
Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: شعر نو محلی بختیاری ، شعر نو لری بختیاری ، شعر نو لری ، دویتی مال ، خرم سعیدی ،

یکشنبه 7 مرداد 1397

سال شیم

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" سالِ شیم "

اَوِرُو حُشک وُ اِلیق نی وِ ولات
نَم وُ نُول اَو کِه اِیا
دُزِن وُ اِی بَرِن اَمرُو وُ صُوا
تُو اِگُوی وَسه اَلازَنگیِ گَپ
وِ ریِ ائ دنیا
یا کِه دالُویِ شَشِه
جُمَتِس وَنده وِ حُشکی تینا
سیم سُرپ کردنه اَورانِ اِگوی
اَوراییدِر هدن وُ زَهله تِرک
هُنو چی دُوی بُریده منِ دیگ
اِگُدردن لُق اِرن، دَر نی وَنن
گرتِ لیله بنهاده وا کار
دارِ کوهانِ بِکرده ناکار
گله کِل مال وِ خَو،بِگِری رِه زَهله
تَوِکِه زَی وِ حَشَم
گُسنئی خاک اِخُورن،باد کمنِن
شَو وُ رُو هَی تَلَف اِی بُون پِرِ مال
بالِ رُو بال اِزَنه هاشُو وُ دال
وِ گِمونم جُورِ اُو " نِفت پَهنون"
دَوِ ایما اِرَسه مینِ زَمون

#خرم_سعیدی تابستان ۹۷ خورشیدی

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: شعرنو بختیری ، شعرنو لری بختیاری ، شعر محلی محلی بختیاری ، شعر محلی لری بختیاری ، سال شیم ، خرم سعیدی ،

یکشنبه 7 مرداد 1397

کرو

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" کُرَو "

زُلُوی کُهنه بِنا پیشِ بهُون
تیگِ بَسه هُو وِ دَسمالِ شَدِه
سرِ ری کاسه زُونی بنها
هُنُونِه جورِ عزیزی بِگِریده وِ بغل
مَهِ ریس لک لکی وُ نَم کشیده کهِ زَرد
مینِ هَرشتِ جَوونی بِتَکِسته نَینی
لَو کوو حُشک وُ تَفل
اِگُوهی تَپ تَپو وُ تاسه گریدن ناسه
خین جیر هید چنو کِه
تُهم غم زیدنه شُوم سر جیرس
یا خاک انداز هُلِ داغ
سُولِه کِردن بُنِ ناس
دل و دَسس دیه واس نی خوره با
هی سُرو خُونه وِ دیندا و نهاس
کُروِ مینِ دلس چینکه پُوکِست
دَس وِی کاردِ دری
زیر مینا گیلِ پَل خُوس بِگری
بُوُریدس وُ بنادس سر گورِ آرمونای دلس

#خرم_سعیدی تابستان۹۷ خورشیدی

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: سعر نو لری ، شعر نو لری بختیاری ، شعرنو محلی لری ، شعرنو محلی بختیاری ، کرو ، خرم سعیدی ،

پنجشنبه 4 مرداد 1397

قلم فرسا

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" قلم فرسا "
" تقدیم به قلم فرسایان ولایت که از میان ما پر کشیدند. "

آنگاه که ستارگان تراش خورده تراویده کلام
در شکوه نوازشگر شکوفه نوشت هایتان
ردای نیلوفریش را تا فراسوی لاجوردین سپهر
در بیکران آبی بالا خود آرایی می کرد
گل دلبند نور گیسوی کلام
در دشت اقلیم قلم
خیمه حریر نور بر پا می کرد
و گل های بهاری را سنجاق سینه نوشته تان می نمود
حوریان مهر افزا و فریبای خیالپرداز شهدخت شعر
در کاخ مرمری الماس کلام
فصل دلگیر جدایی زندگی جگر سوز را می نواختند
در سپیده دم طلایی عمر
در گذشتی بی بازگشت و مصیبت زا
گل آذین مرمر مروارید کلام را
بر یال کدام مادیان ایل  کتل کنم
رفتی نمی دانم از چه درد
ای قلم فرسای از آغوش زمان گریزان
پسِ پیش رفتن دورادور
در کالبد مرگ دست نگهدار
برای شادی ارواح زندگان فاتحه ای بخوان
در این زمانه وانفسا.

#خرم_سعیدی تابستان۹۷ خورشیدی


برچسب ها: قلم فرسا ، خرم سعیدی ، شعر سپید ، تقدیم به قلم فرسایان ولایت ،

تعداد کل صفحات: 21 1 2 3 4 5 6 7 ...