جمعه 23 آذر 1397

دودر مال

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" دُودَرِ مال "

دُنگُلِ بَن سیزَن آساره ای
لُچَکِت وِ آسمون تَنِه زَنه
مینایِ اَور،چَن لُو وَروَنده
نُرقینه مَه بایی بَندت
بِرچِشتِ ریت
تیه برفِ کُور کُنه
بِنِشینت
نِسَه تا بَرفتَو .
وُختی دَم بِیُون نیری
دسِ سایه تیا کنی
تّمُمِ دشت وِ خُوتن
حصار حَوشت تا تیه بُر کُنه
پُرِ پَرزین کِلَوس
مُرغِلُونِ کوگُون،دُونه چین مالِت
باد،قاصد فرمون بَرت
چیرو برف،سامون وِ سامون
مازه وِ مازه
دّورت گرده
دینشت دشت
تیه سُورن سُوزنه سی حیفی تُو .
#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: سعر نو محلی بختیاری ، شعر نو لری بختیاری ، خرم سعید ، شعر نو خرم سعیدی ، شعر سپید خرم سعیدی ، دودر مال ،

شنبه 10 آذر 1397

مرگ آدمیت

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" مرگ آدمیت "

آبگون جاده خالی نهانگاه سترگ
آفتابین گل ما با خود برد
آسمان نیزه زرین انداخت
سپر نقره فتادش از دست
آخرین قطره روز
باد جارو زده بردش از دشت
شکرین لبخدش
پس هفت تیر نگاه
پنجه ای جنبانید .
تیر بال شب اندوه به راز
زخم ها داده تن سرد زمین می خایید
قفل خاموشی خود را به لب کوه کشید
شب انبوه درختش به سمر می خندید
درد دیواره زهری به تن ما بخشید
خانه فاجعه برپاست هنوز
چشم ها مرده و دلگیری دل گشت پدید
شیشه عطر محبت پوسید
حس انسانیت از دست پرید .
#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعید ، مرگ آدمیت ، خرم سعیدی ، شعر نو نیمایی ، شعر نیمایی خرم سعیدی ،

پنجشنبه 8 آذر 1397

فریاد ماه

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" فریاد ماه "

سال ها جنگل این کوه سیه پوشیده
سال ها دیو سیه روی ستم
سوگمندانه سد کینه سپر بنموده
سال ها غول ضحاکینِ مصیبت بر پا
نوگلان را به خزان بخشوده
شهسوار شه عفریت تنان
دیوِ چهسارِ بی افسارِ فساد،دهنش بگشوده
تاج خونین به تن کرده او
رنگ رخساره خلق است که این داده بدو
لشکر اندوهِ دل انبوه ولی
حبسیه گشته ز ترسش در نای
بافهِ عمرِ همه داده به غارت ای داد
زهرآگین شده این اختاپوس
رود رفتار گل آلوده او
سیل بنیان کن هستی گشته
وای دژخیم بزرگ شط درد
اسب رویای مرا بربوده
گور آدم بنمودست به بند
 صلح پنهان در جنگ
مه پس سایه کوه،بر رخش وحشت او
کفن تار به تن کرده و از این ماتم
گیس خود را به بریده در رود
پر نگاهش دردست دردی کور
قفل خاموشی خود را خورده
داد و فریاد برآرد برِ کوه
آریوبرزن کو، کو ببندد ره او .که ببندد ره او،ره او،ره...
#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: فریاد ماه ، خرم سعید ، شعر نو خرم سعیدی ،

پنجشنبه 8 آذر 1397

پنجه پندار

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" پنجه پندار "

ابر چون مرغی کرچ،روی مرداب بخواب 
کشش مبهم رعد،آتش کینه فرو خواهد خَورد
جهش عاطفیش،شمع عشقی بنموده روشن
نفس نازک آن بادِ شاد،او نوازش می داد
شاخه لخت درختان در باغ
سبزه چون نوچه پروانه ز پیله بگسست
او سوار است برِ اسب جوانی اکنون
این زمین پیرهن غم به درآورده به تن
افق زرینی،در دل آورد درخت
اشک شوقش بارید
مرغک از شاخه پرید،شاخه از شادی او می رقصید
نیش زنبوری سرما بر ما
داده گرمای محبت بر دل
کشتزاران اینجا،چو فرحبخش کتابی بر پا

#خرم_سعیدی پاییز ۹۷ خورشیدی
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: پنجه پندار ، خرم سعید ، خرم سعیدی ، شعر نو خرم سعیدی ،

چهارشنبه 7 آذر 1397

گله اندیشه

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" گله اندیشه "

شهبانوی شب
همخوابه آسمان
در شارستان تاریک خاطرات
دفتر یادش ورق خورد
در خلوتکده رمه ای غریب .
ماه با لبخندی شرمگین،دلربا
چتر پر فروغ گیسس آذین بسته
نگاهی به نوازش به رقیب روز می کرد
چشمان شرر بار شهاب
مثل شاهینی که بر کبوتر فرو آید
از چنگ زنجیر دیوان رست .
گره غیظ ابروی ابری غمبار
مثل خشم در تردید مانده
ماه را در چاه فرو برد
آسمان بی ماه سیاه
ماهیان آتشین آسمان
مثل دشت بمباران شده
در همهمه بال خود
در دایره فلزگون آسمان
از سیلی باد نیلگون شد .
گله اندیشه ما
در اقیانوس رویا و غرقاب تاریک
خواب فروخورده در چشمخانه حس را پس داد
ندای نهفته باغ بیداری
مانند باد بیزاری
خدعه شب را پایان خواهد داد .

#خرم_سعیدی پاییز ۹۷

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: گله اندیشه ، خرم سعید ، خرم سعیدی ، شعرنو ،

پنجشنبه 1 آذر 1397

گلفشنگ نور

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" گلفشنگ نور "

سربازان سربی سپیده
در کارزار دمیدن پدیدگاه
مثل کودکی در شکم مادر 
پا گیر آبگیر چشمه سار ریگ روان اندوه هستند
در کوره راهی بن بست 
کورمال کورمال دست به هر طرف سودند
در قلاده غرور رمنده سیلاب زندگی
راه ناهموار آسیاسنگ پیمودند
زندانی خاطرات خام شب شدند.
نفَس سرد سایه خیز تاریکی
در قلب یخی سنگر خشم
با کینه تلخ غرور میخکوب شد.
گلفشنگ نور،در رود بی بستر
مثل باران نوازشگر ساق سوخته ای در خاک
چنگ فرو برده در جنگ سیاهی .
یادها در خواب
چون جویباری نرم می گرید
غرش کینه توز سرخ باد سیاهی
زاد بوم پل اندیشه رنگ ها را خشکاند .
#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
 Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: گلفشنگ نور ، خرم سعید ، شعر نو خرم سعیدی ،

جمعه 25 آبان 1397

دکور جنگ

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" دکور جنگ "

تن ستون،بور، مدور هیکل
زره خاص کمرگاه به تن
بوی باروت،غرورش رم داد
سم همی کوفت به خشم
همچو تیری ز کمان جستی زد
رود باد یال به پرواز بداد
سایه در چله ابریشم رود،پیش ببرد
درد،در قلب فرو برده به دندان جگر
اشک خشمش خوشید
چهچه شیهه او کوه بداده پاسخ
پسِ دروازه تپه ،بگرفته سنگر
نیم رخ تیره کوه،برکه خواب زمین ساز بکرد
تازه آرا ماهی،از حصار کوهی
نازلبخند خوشی باز بکرد
سایه اندوهی،رنگ رخسار سوارش بگرفت
کلبه اندیشش،داشت آشوبی سخت
مه اندوه نگاه،همچو الماس به آن شیشه شب خط بکشید
در پسِ پیر بلوطی فربه
دود آسا آن اسب
پای خود سست بکرد
سلطه شب برسید
دکور جنگ بهم ریخته شد .

#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعید ، دکور جنگ ، شعر نیمایی خرم سعیدی ، خرم سعیدی ،

پنجشنبه 24 آبان 1397

مرگ برگ

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" مرگ برگ "

فروغ آن چراغ زرد جادویی فرو می مرد
زبان آتشش لیسید،تن پوش درختان را
زبر زیر زمین زرین، زمان زرین
بخواهد ماند آشوب خموشش غرق در چشمان کاونده
درختان اشک ریزان
در سکوت دشت های نور
و نوش جان همی می کرد
زمین تشنه باران را
برهنه دشت،گشوده دست مهرآمیز
سوی دختران مهربان،باران
به کام دام اوهامند
گنجشکان دل پژمرد
به سوی آسمان،آبی
گریزان بود باد تیز پاییزی
به پرواز از فراز کوه ها و دشت
چنانچون رقص تصویرش ز خاطر دور تر می گشت
به زیر پرتو روزی که او می مرد تنهایی 

#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: مرگ برگ ، خرم سعید ، شعر نیمایی خرم سعیدی ، شعرنو خرم سعیدی ،

دوشنبه 21 آبان 1397

دشت درد

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" دشت درد "

نوربارانِ لبخندِ دل انگیز سحری
با آتش مهربانیِ دریایِ درون
بر قلب فرمان روایی کرد
جذابیت خوش آب و گلش
خوشایند چشم بود 
شاخه ها چون بال پرنده
شادمانه دست در دست باد در زمزمه و رقص
هنگام که سایه به قله رسید
زره روز فروشونده درید
دشت درد
طرح دلفریب رخسارش زرد کرد
اندوهی ملایم چون خوابی نیم خفته
انبار مهربانیش آتش زد
راز واپسین زندگیش
پشت به روشنایی داد
بر خود لرزید
تا جنس بی ریشه تبر از خود دید
منفذ غم گشوده شد
تبر بدست سرمست
مثل سایه و سرمای مغول رسید
سایه پشیمانی فوران سیاه سکوت گسترد
بر کار خود کرده .
با مرگ درخت
آنکه هر ساعتش دنیایی ست
گویی خود من بود که می مرد .
#خرم سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: دشت درد ، خرم سعید ، شعر نیمایی ، خرم سعیدی ،

دوشنبه 21 آبان 1397

بیداری و غفلت

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

"بیداری و غفلت "

سایه ماه
در دریاچه تنهایی هوا
در انحنای نور
راه را تهی کرد .
الاهه چشم طلایی
با سکوت صدا و تبسم نگاه
در دنیای بی مهری
آغوش سحر را گشود .
چین دامن بستر گل دریا
با رقصی رنگارنگ
راز زبان باد را
برای خاطر خاکستری زمین
در ابتدای جاده روز تجسم کرد .
پرندگان،در همهمه تنهایی
طعم تلخ خواب خود را
در سکوت و خشم،پرواز دادند .
مارِ بزرگِ جاده زندگی شهر
با اشک خشم
در دریاچه سکوت
با آرزویی تیره
در وحشت تنهایی
همچنان در کارتن خواب است .

#خرم_سعیدی پاییز۹۷ "ساعت پنج صبح ساحل دریای پارس"
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: بیداری و غفلت ، خرم سعید ، سعر نیمایی خرم سعیدی ،

جمعه 18 آبان 1397

شب گور به گور

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" شب گور به گور "

کیمیای آن غروب پاره پاره را ربود
آن ضحاک ظلم شب
حاکمان مرگ گم شده
شاهدان قتل عام شهر نور
وحشتی بدیده خوفناک
پرده پرده مه ز آه ما
دیدگان خون گرفته شان گرفت
لحظه لحظه های شب
مرگ خانه زاد نور بور را ربوده بود
فرش فرش مرگ برگ
لحظه لحظه فصل ها خزان نمود
مار خاطرات آن شب سیاه
تخت و تاج سلطه را ز دست داده بود
در سکوت نور کم
خواب جاودان مردگان
ناله ضعیف سنگ را شنود
درد ظالمانه ی سیاه زاغ شب
در سکوت این زمین شکسته باد
افتخار موریانه خورده ی حکومتش
مثل عشق در زمانه وبا ست
اشکِ شوقِ عشقِ سنگیِ اتاق دل
با تراوشش طراوت گلی شکفت
بامداد داد، داده دشت دل صفا ببین
#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: شب گور به گور ، شعر نو خرم سعیدی ، شعر نیمایی ، خرم سعید ،

سه شنبه 15 آبان 1397

پاره خیال

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" پاره خیال "

روی تابید زمین از خورشید
مخملین شامگهش،خوش بنشسته به زمین
آب اهلی افق لرزانش
داد تحسین در آیینه خود
نعش خورشید در آغوش فراموشی شب
شهر انباشته در تاریکی، خواب آلود
شادی کم نفسی
دل سپرده پسِ زیبایی اندُهبارش
مهربان پرتو ماه
پس ابری بنشسته تنها
گاه چون کودک نوپا دَو دَو
راهِ هموار شبی را پیمود
دختر نور سحر غرق حریق عشقش
زلف زرد پاییز،دارد احساسی خاص
برگ ها مرده بهم پیچیدی
آبشاری شده باد،رو به بالا می برد
در خیابان جوانی دو جوان دست به دست
دشتی از گل به گلستان خیال
مهِ معصومیتش خفته به صندوقچه دل
صاعقه عشق جوانه زده بود،مثل رویا زیبا
خوشه آتش دریای بلورین وفا
گلِ لال، اندوه دل کرد صدا
عشق بی عشق کجا؟
مژه لبخندی زد،پل بزد بر سرِ اشک
تا که معشوق ز دریا گذرد
وحشت عشق نماند بر جا
#خرم_سعیدی پاییز۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: پاره خیال ، خرم سعیدی ، شعرنو خرم سعیدی ، خرم سعید ،

دوشنبه 21 اسفند 1396

نور نو

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

ﺧﺮﻡ ﺳﻌﻴﺪﻱ:
« نور نو »

قلبِ آسمانِ شب شکست
کو برهنه از ستاره بود
سر به دشتِ دل گذاشت
گلخیالِ شاخِ دل
راز سینه را گشود
با غمی به زیر پوست
مرغ دل نموده پای چپ به زیر بال
روی پای دیگرش
کوه غم به دوش می کشید
باد و خاک سرخ این زمان
مثل ماهِ در میان آب به لرزه خون به دل کند
تشنگیِ خواب چشم من زبانه می کشید
غول شیب شب به صبح مایل است
شاخه شاخه مژه خموش
چرخ چرخ چشم به جستجو
تک ستاره های پاره پاره آسمان و نرمه های نور بود.
سایه سایه سپیدِ صبح
سر به سینهْ آسمان سرک کشید
دل به نور نو رسیده گفت
هرچه خواب شب به عمر تو
جاودان بمان،جاودان بزی ،نورِ گمشده .

#خرم_سعیدی زمستان ۹۶ خورشیدی
Ayapir2.ir
https://t.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعید ، نور نو ، شعر نیمایی ،

یکشنبه 20 اسفند 1396

رویش نور

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

« رویش نور »
( شعری برای چهارشنبه سوری )

در گلخند خون خورشید،
اسفند را در چهارشنبه دود می کنیم
شاید،چشمِ نحستِ ظلماتِ اسکندری
از تیر نور آرش
چون چشم اسفندیار گردد.
رستم نور،بر رخش سترگ 
رکاب گشاید و چرم کاوه را بیرق کند.

#خرم_سعیدی زمستان ۹۶ خورشیدی
Ayapir2.ir
https://t.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعید ، رویش نور ، شعری برای چهارشنبه سوری ،

شنبه 21 بهمن 1396

شب درد

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

«شب درد »

کلاه آسمان رویش نشسته شبنمی تاریک
زلال و گود،صبحش تار تنهایی تنیده سرد
ستاره همچو بیله،گله ای تشنه
نموده رو به سوی موج موج آب تاریکی
تمام صبح،انبوه سیاهی را کشد بر دوش
نهاده شام گام گاودم گونش بر هر کوی
زمان از درد،ورم کرده است و گویی رفته است از دست
خروسی نیست،یا جرات ندارد تا برآرد بانگ
کلام انگار مثل سنگ در یخ بسته شد درجا
نفس کوتاه و تا نیم گلو آید ز ترس شب
خموشی پنجه زد بر سینه تا حرفی نیارد کرد
عجب درد گرانی را به گرده می کشد این مرد
نهاده سر بر بالین،خموش و سرد
سکوتش درد بی درد غم نان است
سیاهی ها سیه تر می شود از نور
سپیده از پناه پشت کوه،سر بر نیارد کرد از بیداد
نمی پنداست شب راهش به پایانست
دل صبر نگاهی کو نمی بیند نگاهی،کاسه صبرش شود لبریز
در آخر پلک های غمزده آغوش بگشودند
و تنگ انداختن دستی بر دوش گُل همدرد خود از درد نالیدند 
زمستانی سیاه و سرد در راهست.
#خرم_سعیدی
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: شب درد ، خرم سعید ، وصف شب ،

جمعه 20 بهمن 1396

پیروزی روز

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

« پیروزی روز »
(یکی از شب های بهمن ماه در ایذه تنها،بالای کوه« الهک »به تماشای شب نشسته بودم.‌‌..)

تابوت غروب روی دوشش
خورشیدغمین،غمش به جوشش
وامانده شد از شدن به گردش
آمد فلک آه،دود چشمش

طاووس فلک فرو شدش نور
تیری ز کمان مه زده زور
نابود کند شب شه از دور
امید رها، فتاده در گور

بر سینه شبروان افلاک
زلفی بغل سپیده زد چاک
گردن بنهاده زلف چالاک
چون مار سرش به دوش ضحاک

می رفت به ناز و خون به رخسار
خورشید و حریر شه پدیدار
لعلش زده خنده ها به کردار
چشمش به کرشمه های گفتار

همشیره جادوان در چاه
هاروت به رشک او کشد آه
زهره بگرفته دامن ماه
وین را تو نگو شبش بگو شاه

همپایه لعبتان کشمیر
شیرین وش شیر را به زنجیر
زاغ سیهی به باغ شبگیر
شبدیز شبی،شهی جهانگیر

شب دو دو و روز از پیش رو
گه پای نموده شب گهی دو
دایم بکشد کمان مه، نو
تا روز نیاید از پی شو

چون می گذرد شب از سر ما
جاری شده خون خور به صحرا
رنگ و رخ کُه بسی تماشا
دارد دمنش حریر دیبا

دیوان شب و پریوش روز
تا کور کند نشاط پیروز
بگرفته نشانه سینه با سوز
پیروزی روز چشم شب دوز

نور و سیهی تضاد دارند
گویی که دچار انقلابند
فریاد ستم گهی برآرند
دیو سیهی به زیر آرند
#خرم_سعیدی بهمن۹۶ خورشیدی
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: پیروزی روز ، خرم سعید ، وصف شب ،

یکشنبه 8 بهمن 1396

برف

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

« برف »
پوستینِ پاره این آسمان پیر،
افشان شد پر و بالش
از کبوترخانه ها جستند
آن کبوترها که بودن سالیان در بند کفتربار
در هوا پران و شادان،
بال و پر ژولیده،بی حد بی شمار،بی ساز رقصانند
دانه دانه بذر،
بهر کشتزارِ انتظار مردمی کو بهر ماندن تشنه نانند، آوردند
مردمی کو کوخ خوب آرزوشان بسته یخ دایم
باغ بی برگِ امید،آغوش بگشوده
آن زمین تشنه چشم حسرتش شد باز
قلبشان روشن شد از دیدارِ یار پار یا پیرار
زندگی اندر رکود این زمستان سخت، دست و پا افشاند
تا امید نا امیدی در دلش شاید بجوش آید،
ما تماشاگر نماهایی شدیم از جنبش هر باد،
شاید ابرهای کهنه ی خفته بر خورشید،
نوید لاله های پاژگون زندگی باشد.

#خرم_سعیدی زمستان ۹۶ خورشیدی


برچسب ها: خرم سعید ، شعرنو ، شعر نیمایی ، برف ،

جمعه 24 آذر 1396

ویرا ویر

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

« ویرا ویر»
(نوعی کلمات منظوم است با شانزده بار«فاعلات فع» در هر مصرع )

تَرکی بهار،دَم دَمِ پَسین،مَه ی نُو وِ نُو، شُل شُل اِی کُنه،رَه نِه اِی بُره،مِن تیتـم رَهی،هَی وِ دَو اِره ،حُونه کخدا

تَش وِ بالِ مال،اِی بِلیوه هَی،ویره اِی بَره، جُورِ پِرپِروک،اِی زَنه هُو بال،سُوسِه هَی هَمَس، جُون اِده وُ بَس،بالٌ اِی چرا

اَورِ بُور سُوار،مینِ مَرغزار،زین وُ بَلگ وِ کار، هَی کَنه ترات،یا لقه وَنه،اَوشِنِه هُو یال،شهنه اِی کَشه،دَورِ اُو کُها

گَلِه مینِ قاش،کِیونُوی مال،شیر وِ شیر بِپال،اِی بَره وِ دُون،پَریُونِ شُون،بَرگَلِ سَوا،اِی بَره چرا

جُورِ سَوز وُ سیر،اِز گَپ وُ کُچیر،گَئر وُ بَردِلُون، بِرچنه وِ دیر،خَرسِ نُک گُلا،چیره چی گُلاو،جَم اِبُون اَوا،رَو گِره رُوا

گُل وِ کُه کمر،چَرته زَی وِ سَر،مینِ آسمون،عَیسِ هُو وِ دَر،حیف وُ حیف وُ حیف،اَوسیِس کُنُم،اَفتو اَر درا،اِی وَنس وِ نا

اِی ولات ایما،گَنج دَس ننا،چی غَزینه ی، شاهُونِ نها،دادِ رَس کِه نی،مینٌ ای ولات،بَنگ وُ بَنگ وُ بَنگ،نی رَسه وِجا

جا هُو سَرحَده،مُو وِ گرمسیر،گَره وُ دِرو،وا وِ سَر بِنم،بافه مِن کِنک،خَرمنی زَنُم،اُسُو یا خُورس،آ ملا رُوا

واویدیم گدا،اُونُو پادشا،سَیل کُنن مَیه،هُونُو زیر پا،رَنگِ ری ایما،جُورِ تَل کَهی،کِه کشیده نَم،هیده مُفتلا

گیرِ قَلَه ی،هَف تُوی هِدیم،مِن هزار دَرس، آویدیم بَلا،خینِ دل ایما،آسیو اَوی،باس خُوره هُو با،سی پَتی کُما...

#خرم_سعیدی پاییز۹۶ خورشیدی
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعید ، ویراویر ، شعرلری بختیاری ، شعر لری ، شعربختیاری ،

چهارشنبه 15 آذر 1396

ویر ولات

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

« ویرِ ولات »

خاک بِپُوشی خُوسه،چی پَرِ کَوگی پُرِ، چادر چیتی وِ سر،نی نُقطی وِس دیار

جُووه سَوزی وَرس،تُر خُوره اَو سَر دلس،دار وُ دِرهدا پُرس،مَرغ سَرِ مرغزار

دار وُ دِرهدا همه،پِرک کُنن چی رَمه،سَر اِ کَشن ری هوا،بی حَدِن وُ بی شمار

باد اِ دَونه وِ نال،جُورِ عطار بالِ مال،پِشخ کُنه قیل وُ قال،ریزه هُو بوی بهار

سُور گُل وُ زَرد گُل،زیده وِ دَر دَورِ تُل،سیل کُنن آسمون،عَیسنِ بینن دِیار

تُک کُنه اِشکفتِ کُه،پِز اِده پَس بَردِ هُو،جَم اِبـوه مِن هَرو،او سِه بَرن بار بار

تا کِه تیه بُر کُنه،هید زِمین سَوزه زار،یا اِ بِلیوه گُلی،بِرچ اِ زَنه کُول کِنار

چَند بهون بالِ اَو،صَف بِکشیدن وِ خَو،مَشک وُ ملاری وِ دَو،دُو اِ زَنن بیقرار

شُون اِ چارنه هَمس،گُو سیلس دَورِ وار،پُک سَرِ کُه وُ کَمر،هید هَمس مَرغ زار

جُورِ ستاره وِ دیر،تَش کِلِ قاش اِی بلیو،هُف کُنه هَف بَند هُو،خُوند وِ یکیس یار یار

کُر تُو بِنه آسمون،وا سَرِ مِن رُو رَوون،تُر اٌ خُوره وا گِلُو،اَو اِ بَرس سایه دار

یَه گله کَوگ مینِ وَشت،واتَک وا دَو گُدشت.قهقه خَندس وِ رَو،ویره بَره حُونه یار

پازَنِ کُه وا سُرو،غُف وِ بَرفتو چُنو.اُردی خانن هُنُو،هیچ نیان وا شمار

بَرف وِ داغِ بهار،خَرس اِ ریزه کِنار،جُور بَهیگ خین بسی،هَف به رَهده وِ چار

زیرِ سُمِ اسب اَور،تَش زَنه دَر رَو وِ رَو،قاصدِ باروون وِ دَو،جَلد اَوی دَسِکار

کُه کِه اِیا وادیار،نَئمتِ هُو بی شمار، پُشتٌ کَدِس بَسه بی جُورِ بَهیگِ بهار

مِن رَگ وُ دِل یا تیام،خین نَه وُ صَور وُ نَه خَو،ویرِ ولاتِ وِ جُون،جُورِ تَشِ مِن پیار

#خرم_سعیدی پاییز۹۶ خورشیدی
Ayapir2.ir


برچسب ها: خرم سعید ، شعر محلی بختیاری ، شعرلری بختیاری ، ش ، شعر به زبان بختیاری ، شعر به زبان لری ،

یکشنبه 5 شهریور 1396

مرده ریگ استعمار

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" مرده ریگ استعمار "

" شعری برای فیلم یتیم خانه "

هان،همان یارِ جهاندار جهانخوارانید
هرکجا گامی نهید اهریمنی بر بام،
تلخْ هستیتان گلوگیرست
نام ننگت گشته در گیتی ستمباره
دیوزاد آدمی خواره
ماندگار سنت اندیشگی جهلید
بوستان جان مردم،خارزار دست شومینه
دشنه ها در آستین چون مار
دشمن نابخرد انسان هر سامان و هر دوران
دام گستردید و مردم هم شکار و دانه آن دام
گر زمانی لب فرو بستند و بار درد را بر گرده ها بستند
هان اگر در هنگ توران شه شوی پنهان
عطر جان را در خطر خوانند
حجم درد و سوگ بر دل مانده ات را فاش می سازند
خاندانت را چنانچون " رویگر" مردی بر اندازند
کاش می گوییم و صدها کاش
شرتان از ما تهی گردد
وارثان شوم استثمار . 

#خُرم_سعیدی تابستان۹۶ خورشیدی

Ayapir2.ir


برچسب ها: خرم سعید ، مرده ریگ استعمار ، شعر نو نیمایی ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2