آیاپیر (خرم سعیدی ) - شعر بختیاری tag:http://ayapir2.mihanblog.com 2018-11-16T22:30:45+01:00 mihanblog.com دکور جنگ 2018-11-16T17:45:54+01:00 2018-11-16T17:45:54+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/503 خرم سعیدی " دکور جنگ "تن ستون،بور، مدور هیکلزره خاص کمرگاه به تنبوی باروت،غرورش رم دادسم همی کوفت به خشمهمچو تیری ز کمان جستی زدرود باد یال به پرواز بدادسایه در چله ابریشم رود،پیش ببرددرد،در قلب فرو برده به دندان جگراشک خشمش خوشیدچهچه شیهه او کوه بداده پاسخپسِ دروازه تپه ،بگرفته سنگرنیم رخ تیره کوه،برکه خواب زمین ساز بکردتازه آرا ماهی،از حصار کوهینازلبخند خوشی باز بکردسایه اندوهی،رنگ رخسار سوارش بگرفتکلبه اندیشش،داشت آشوبی سختمه اندوه نگاه،همچو الماس به آن شیشه شب خط بکشیددر پسِ پیر بلوطی فربهدود آسا آن " دکور جنگ "

تن ستون،بور، مدور هیکل
زره خاص کمرگاه به تن
بوی باروت،غرورش رم داد
سم همی کوفت به خشم
همچو تیری ز کمان جستی زد
رود باد یال به پرواز بداد
سایه در چله ابریشم رود،پیش ببرد
درد،در قلب فرو برده به دندان جگر
اشک خشمش خوشید
چهچه شیهه او کوه بداده پاسخ
پسِ دروازه تپه ،بگرفته سنگر
نیم رخ تیره کوه،برکه خواب زمین ساز بکرد
تازه آرا ماهی،از حصار کوهی
نازلبخند خوشی باز بکرد
سایه اندوهی،رنگ رخسار سوارش بگرفت
کلبه اندیشش،داشت آشوبی سخت
مه اندوه نگاه،همچو الماس به آن شیشه شب خط بکشید
در پسِ پیر بلوطی فربه
دود آسا آن اسب
پای خود سست بکرد
سلطه شب برسید
دکور جنگ بهم ریخته شد .

#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi
]]>
مرگ برگ 2018-11-15T02:11:37+01:00 2018-11-15T02:11:37+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/502 خرم سعیدی " مرگ برگ "فروغ آن چراغ زرد جادویی فرو می مردزبان آتشش لیسید،تن پوش درختان رازبر زیر زمین زرین، زمان زرینبخواهد ماند آشوب خموشش غرق در چشمان کاوندهدرختان اشک ریزاندر سکوت دشت های نورو نوش جان همی می کردزمین تشنه باران رابرهنه دشت،گشوده دست مهرآمیزسوی دختران مهربان،بارانبه کام دام اوهامندگنجشکان دل پژمردبه سوی آسمان،آبیگریزان بود باد تیز پاییزیبه پرواز از فراز کوه ها و دشتچنانچون رقص تصویرش ز خاطر دور تر می گشتبه زیر پرتو روزی که او می مرد تنهایی #خرم_سعیدی پاییز ۹۷Ayapir2.irTelegram.me/kh " مرگ برگ "

فروغ آن چراغ زرد جادویی فرو می مرد
زبان آتشش لیسید،تن پوش درختان را
زبر زیر زمین زرین، زمان زرین
بخواهد ماند آشوب خموشش غرق در چشمان کاونده
درختان اشک ریزان
در سکوت دشت های نور
و نوش جان همی می کرد
زمین تشنه باران را
برهنه دشت،گشوده دست مهرآمیز
سوی دختران مهربان،باران
به کام دام اوهامند
گنجشکان دل پژمرد
به سوی آسمان،آبی
گریزان بود باد تیز پاییزی
به پرواز از فراز کوه ها و دشت
چنانچون رقص تصویرش ز خاطر دور تر می گشت
به زیر پرتو روزی که او می مرد تنهایی 

#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi
]]>
دشت درد 2018-11-12T02:50:12+01:00 2018-11-12T02:50:12+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/500 خرم سعیدی " دشت درد "نوربارانِ لبخندِ دل انگیز سحریبا آتش مهربانیِ دریایِ درونبر قلب فرمان روایی کردجذابیت خوش آب و گلشخوشایند چشم بود شاخه ها چون بال پرندهشادمانه دست در دست باد در زمزمه و رقصهنگام که سایه به قله رسیدزره روز فروشونده دریددشت دردطرح دلفریب رخسارش زرد کرداندوهی ملایم چون خوابی نیم خفتهانبار مهربانیش آتش زدراز واپسین زندگیشپشت به روشنایی دادبر خود لرزیدتا جنس بی ریشه تبر از خود دیدمنفذ غم گشوده شدتبر بدست سرمستمثل سایه و سرمای مغول رسیدسایه پشیمانی فوران سیاه سکوت گستردبر کار خود کرد " دشت درد "

نوربارانِ لبخندِ دل انگیز سحری
با آتش مهربانیِ دریایِ درون
بر قلب فرمان روایی کرد
جذابیت خوش آب و گلش
خوشایند چشم بود 
شاخه ها چون بال پرنده
شادمانه دست در دست باد در زمزمه و رقص
هنگام که سایه به قله رسید
زره روز فروشونده درید
دشت درد
طرح دلفریب رخسارش زرد کرد
اندوهی ملایم چون خوابی نیم خفته
انبار مهربانیش آتش زد
راز واپسین زندگیش
پشت به روشنایی داد
بر خود لرزید
تا جنس بی ریشه تبر از خود دید
منفذ غم گشوده شد
تبر بدست سرمست
مثل سایه و سرمای مغول رسید
سایه پشیمانی فوران سیاه سکوت گسترد
بر کار خود کرده .
با مرگ درخت
آنکه هر ساعتش دنیایی ست
گویی خود من بود که می مرد .
#خرم سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi
]]>
بیداری و غفلت 2018-11-12T02:47:41+01:00 2018-11-12T02:47:41+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/499 خرم سعیدی "بیداری و غفلت "سایه ماهدر دریاچه تنهایی هوادر انحنای نورراه را تهی کرد .الاهه چشم طلاییبا سکوت صدا و تبسم نگاهدر دنیای بی مهریآغوش سحر را گشود .چین دامن بستر گل دریابا رقصی رنگارنگراز زبان باد رابرای خاطر خاکستری زمیندر ابتدای جاده روز تجسم کرد .پرندگان،در همهمه تنهاییطعم تلخ خواب خود رادر سکوت و خشم،پرواز دادند .مارِ بزرگِ جاده زندگی شهربا اشک خشمدر دریاچه سکوتبا آرزویی تیرهدر وحشت تنهاییهمچنان در کارتن خواب است .#خرم_سعیدی پاییز۹۷ "ساعت پنج صبح ساحل دریای پارس"Ayapir2.irTelegram.me/khorram_ "بیداری و غفلت "

سایه ماه
در دریاچه تنهایی هوا
در انحنای نور
راه را تهی کرد .
الاهه چشم طلایی
با سکوت صدا و تبسم نگاه
در دنیای بی مهری
آغوش سحر را گشود .
چین دامن بستر گل دریا
با رقصی رنگارنگ
راز زبان باد را
برای خاطر خاکستری زمین
در ابتدای جاده روز تجسم کرد .
پرندگان،در همهمه تنهایی
طعم تلخ خواب خود را
در سکوت و خشم،پرواز دادند .
مارِ بزرگِ جاده زندگی شهر
با اشک خشم
در دریاچه سکوت
با آرزویی تیره
در وحشت تنهایی
همچنان در کارتن خواب است .

#خرم_سعیدی پاییز۹۷ "ساعت پنج صبح ساحل دریای پارس"
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi
]]>
شب گور به گور 2018-11-09T02:52:12+01:00 2018-11-09T02:52:12+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/498 خرم سعیدی " شب گور به گور "کیمیای آن غروب پاره پاره را ربودآن ضحاک ظلم شبحاکمان مرگ گم شدهشاهدان قتل عام شهر نوروحشتی بدیده خوفناکپرده پرده مه ز آه مادیدگان خون گرفته شان گرفتلحظه لحظه های شبمرگ خانه زاد نور بور را ربوده بودفرش فرش مرگ برگلحظه لحظه فصل ها خزان نمودمار خاطرات آن شب سیاهتخت و تاج سلطه را ز دست داده بوددر سکوت نور کمخواب جاودان مردگانناله ضعیف سنگ را شنوددرد ظالمانه ی سیاه زاغ شبدر سکوت این زمین شکسته بادافتخار موریانه خورده ی حکومتشمثل عشق در زمانه وبا ستاشکِ شوقِ عشقِ سنگیِ اتاق دلبا ت " شب گور به گور "

کیمیای آن غروب پاره پاره را ربود
آن ضحاک ظلم شب
حاکمان مرگ گم شده
شاهدان قتل عام شهر نور
وحشتی بدیده خوفناک
پرده پرده مه ز آه ما
دیدگان خون گرفته شان گرفت
لحظه لحظه های شب
مرگ خانه زاد نور بور را ربوده بود
فرش فرش مرگ برگ
لحظه لحظه فصل ها خزان نمود
مار خاطرات آن شب سیاه
تخت و تاج سلطه را ز دست داده بود
در سکوت نور کم
خواب جاودان مردگان
ناله ضعیف سنگ را شنود
درد ظالمانه ی سیاه زاغ شب
در سکوت این زمین شکسته باد
افتخار موریانه خورده ی حکومتش
مثل عشق در زمانه وبا ست
اشکِ شوقِ عشقِ سنگیِ اتاق دل
با تراوشش طراوت گلی شکفت
بامداد داد، داده دشت دل صفا ببین
#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi ]]>
پاره خیال 2018-11-06T19:32:46+01:00 2018-11-06T19:32:46+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/496 خرم سعیدی " پاره خیال "روی تابید زمین از خورشیدمخملین شامگهش،خوش بنشسته به زمینآب اهلی افق لرزانشداد تحسین در آیینه خودنعش خورشید در آغوش فراموشی شبشهر انباشته در تاریکی، خواب آلودشادی کم نفسیدل سپرده پسِ زیبایی اندُهبارشمهربان پرتو ماهپس ابری بنشسته تنهاگاه چون کودک نوپا دَو دَوراهِ هموار شبی را پیموددختر نور سحر غرق حریق عشقشزلف زرد پاییز،دارد احساسی خاصبرگ ها مرده بهم پیچیدیآبشاری شده باد،رو به بالا می برددر خیابان جوانی دو جوان دست به دستدشتی از گل به گلستان خیالمهِ معصومیتش خفته به صندوقچه دل
روی تابید زمین از خورشید
مخملین شامگهش،خوش بنشسته به زمین
آب اهلی افق لرزانش
داد تحسین در آیینه خود
نعش خورشید در آغوش فراموشی شب
شهر انباشته در تاریکی، خواب آلود
شادی کم نفسی
دل سپرده پسِ زیبایی اندُهبارش
مهربان پرتو ماه
پس ابری بنشسته تنها
گاه چون کودک نوپا دَو دَو
راهِ هموار شبی را پیمود
دختر نور سحر غرق حریق عشقش
زلف زرد پاییز،دارد احساسی خاص
برگ ها مرده بهم پیچیدی
آبشاری شده باد،رو به بالا می برد
در خیابان جوانی دو جوان دست به دست
دشتی از گل به گلستان خیال
مهِ معصومیتش خفته به صندوقچه دل
صاعقه عشق جوانه زده بود،مثل رویا زیبا
خوشه آتش دریای بلورین وفا
گلِ لال، اندوه دل کرد صدا
عشق بی عشق کجا؟
مژه لبخندی زد،پل بزد بر سرِ اشک
تا که معشوق ز دریا گذرد
وحشت عشق نماند بر جا
#خرم_سعیدی پاییز۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi ]]>
گل میخ 2018-11-02T08:19:43+01:00 2018-11-02T08:19:43+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/495 خرم سعیدی " گل میخ "باز گل میخ برنجی را نشاکرده بودن در زمین آسمانپرتو افشان ماه بر صحرا گذشتبانگ برهم زد سحر خیز آن خروسمثل مرغان مهاجر شب به دوبازو پر مهر آغوشش گشوداشتیاق رود صبح بیدار شددست و رو را شسته با عطر هوادر نبرد لشکران ابرهابا صدای کوس ها ،شمشیرهاپاره های سرخ آتش می جهدهمچنان از کوره ها،سندان هاروشنی اشکی هوا را می درددر جلال برگ ها و بارهاناله بادی میان باغ هامی خورد او خوشه های خشم راسر دهد آوای صلح زندگیاز فراز کوه ها رنگین کمان #خرم_سعیدی پاییز۹۷Ayapir2.irTelegram.me/khorram_saeedi " گل میخ "
باز گل میخ برنجی را نشا
کرده بودن در زمین آسمان
پرتو افشان ماه بر صحرا گذشت
بانگ برهم زد سحر خیز آن خروس
مثل مرغان مهاجر شب به دو
بازو پر مهر آغوشش گشود
اشتیاق رود صبح بیدار شد
دست و رو را شسته با عطر هوا
در نبرد لشکران ابرها
با صدای کوس ها ،شمشیرها
پاره های سرخ آتش می جهد
همچنان از کوره ها،سندان ها
روشنی اشکی هوا را می درد
در جلال برگ ها و بارها
ناله بادی میان باغ ها
می خورد او خوشه های خشم را
سر دهد آوای صلح زندگی
از فراز کوه ها رنگین کمان

#خرم_سعیدی پاییز۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi ]]>
ضحاک شب 2018-11-01T14:19:28+01:00 2018-11-01T14:19:28+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/494 خرم سعیدی " ضحاک شب "با کوچ خورشیدهاله نور با چین طلاییحاشیه تپه های استخوانی را هاشور زدافعی غروب قیرینِ سنگینآفتاب را بلعیدماه بی روحدر چراگاه آسمانبه نرمی می لغزیدگیسوان لطیف ابریشم سبکبار نوراز تپه سار ابرهای کم پشته گذشتحریر انبوه ستارگان جزیره ماننددر دریای آسمانبی تابانه به رقص بودند .آسمان پیچیده در شولای شببا بار اندوهی عمیق و شادانهدر آتش شرم و شور عشقغنچه های نوزای خود را فریدون گون از ضحاک شبدر سکونِ سکوت پنهان می کرد .زندگیِ درخت رخت بر بستخشم آگین بادیمی غرید و می لغزیدقطرات زهراگینشباغ را م " ضحاک شب "

با کوچ خورشید
هاله نور با چین طلایی
حاشیه تپه های استخوانی را هاشور زد
افعی غروب قیرینِ سنگین
آفتاب را بلعید
ماه بی روح
در چراگاه آسمان
به نرمی می لغزید
گیسوان لطیف ابریشم سبکبار نور
از تپه سار ابرهای کم پشته گذشت
حریر انبوه ستارگان جزیره مانند
در دریای آسمان
بی تابانه به رقص بودند .
آسمان پیچیده در شولای شب
با بار اندوهی عمیق و شادانه
در آتش شرم و شور عشق
غنچه های نوزای خود را
فریدون گون از ضحاک شب
در سکونِ سکوت پنهان می کرد .
زندگیِ درخت رخت بر بست
خشم آگین بادی
می غرید و می لغزید
قطرات زهراگینش
باغ را مرغ پر کنده کرد
شاخه ها با ناله های کشنده درد
با اندوه شکست روح
رقص پاره تن خود را در جویبار به تماشا می نشست.
انبوه درختان سیاه و ساکت
همچو سربازان به صف
بر بی مهری زمین نفرین می کردند.

#خرم_سعیدی پاییز۹۷

Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi ]]>
کمینگاه ماه 2018-10-27T17:05:44+01:00 2018-10-27T17:05:44+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/493 خرم سعیدی "کمینگاه ماه "ابرِ لب آویزان،گریه اش را خوردته مانده غروب غرق رویای دریا شدآفتاب،پوست برزگر آسمان را سوزاندماهیان نور، در تور سیاه می لولیدندماهِ نشانگاهاز کمر کش کمین سر درکرد،دل حریر ابر را تیغ کشیدهزاران چشم از بالامثل بادبادک جشن رهابه آسمان نگاه کردنددهان ساز _ باد _  بازنواخت " چَپی (۱)" را نوید دادزمین به حال دود یاد دل ما " کُتل" شد .(۱) " چَپی " نوعی موسیقی حزین ست که با سرنا و دهل در عزاداری بختیاری ها نواخته می شود.#خرم_سعیدی پاییز ۹۷ Ayapir2.irTelegram.me/khorram_saeedi
ابرِ لب آویزان،گریه اش را خورد
ته مانده غروب غرق رویای دریا شد
آفتاب،پوست برزگر آسمان را سوزاند
ماهیان نور، در تور سیاه می لولیدند
ماهِ نشانگاه
از کمر کش کمین سر درکرد،
دل حریر ابر را تیغ کشید
هزاران چشم از بالا
مثل بادبادک جشن رها
به آسمان نگاه کردند
دهان ساز _ باد _  باز
نواخت " چَپی (۱)" را نوید داد
زمین به حال دود یاد دل ما " کُتل" شد .

(۱) " چَپی " نوعی موسیقی حزین ست که با سرنا و دهل در عزاداری بختیاری ها نواخته می شود.

#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi ]]>
درد آب و بلوط 2018-10-23T19:40:15+01:00 2018-10-23T19:40:15+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/492 خرم سعیدی " درد آب و بلوط " " تقدیم به ستیهندگان محیط زیست "زیبای اندوهگینسازواره دلخوریکرانمند دردآسمان جنوبزیر بخار سیاه حجاب گردبا ابرِ نیرنگِ برگِ زردِ مارِ قدرتلب آبش نهان وش به قلاب .بالاتر از اشک صبحبلوط پر تشویش زاده ترسمثل مردمِ مستحکم خموشبا آرامش دیرنده،بی روح مثل سنگ .دشت_ اجبار ترسناک_ آسماننقشمند آینه گردان شیرین شببا نیزه زنگاری سیاهی شکافدر سرمای مهلک نبرد طوفان افکاربه سقوط روح می اندیشد .#خرم_سعیدی پاییز ۱۳۹۷Ayapir2.irTelegram.me/khorram_saeedi " تقدیم به ستیهندگان محیط زیست "

زیبای اندوهگین
سازواره دلخوری
کرانمند درد
آسمان جنوب
زیر بخار سیاه حجاب گرد
با ابرِ نیرنگِ برگِ زردِ مارِ قدرت
لب آبش نهان وش به قلاب .
بالاتر از اشک صبح
بلوط پر تشویش زاده ترس
مثل مردمِ مستحکم خموش
با آرامش دیرنده،بی روح مثل سنگ .
دشت_ اجبار ترسناک_ آسمان
نقشمند آینه گردان شیرین شب
با نیزه زنگاری سیاهی شکاف
در سرمای مهلک نبرد طوفان افکار
به سقوط روح می اندیشد .

#خرم_سعیدی پاییز ۱۳۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi ]]>
همداد 2018-10-14T12:49:13+01:00 2018-10-14T12:49:13+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/491 خرم سعیدی " همداد "یادگار آرشدیو سپید " بهار "سراپا در سیاهی گرفتارخان خونش در جریان .این سو ،سیاهی و تباهیشهر و " انقلاب " و " آزادی"پا در گلِ دردِ " سونامی"اسیر تبِ شباسب " آزادی" ست به رممبتلای دود و دم .#خرم_سعیدی پاییز۹۷Ayapir2.irTelegram.me/khorram_saeedi
یادگار آرش
دیو سپید " بهار "
سراپا در سیاهی گرفتار
خان خونش در جریان .
این سو ،سیاهی و تباهی
شهر و " انقلاب " و " آزادی"
پا در گلِ دردِ " سونامی"
اسیر تبِ شب
اسب " آزادی" ست به رم
مبتلای دود و دم .
#خرم_سعیدی پاییز۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi ]]>
برگ های بی درخت 2018-10-12T17:13:34+01:00 2018-10-12T17:13:34+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/490 خرم سعیدی " برگ های بی درخت "برگانِ بی درختراه را ناهموارفکر را در قفسپای را به بنددست ستم به پازنگ وحشت آویخت با صدا.مرغان رمِ دمِ تیرآتشِ دل بِنِهفتخورشیدِ سوخته راهدر نیمه های دشت شب به شوق‌سوختیم غریبتا ابتدای مرگما شاخه ها بهمبا برگ برگ خونهستیم یک درختیک جنگلی کنون .#خرم_سعیدی پاییز۹۷Ayapir2.irTelegram.me/khorram_saeedi
برگانِ بی درخت
راه را ناهموار
فکر را در قفس
پای را به بند
دست ستم به پا
زنگ وحشت آویخت با صدا.
مرغان رمِ دمِ تیر
آتشِ دل بِنِهفت
خورشیدِ سوخته راه
در نیمه های دشت شب به شوق
‌سوختیم غریب
تا ابتدای مرگ
ما شاخه ها بهم
با برگ برگ خون
هستیم یک درخت
یک جنگلی کنون .

#خرم_سعیدی پاییز۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi ]]>
خیالی رویایی 2018-10-06T17:26:45+01:00 2018-10-06T17:26:45+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/489 خرم سعیدی " خیالی رویایی "خورشید بوی سرما می دادآخرین شعله اش بی چالاکی و سرکشیمثل پرنده ای پیر پرپر می زد در قلب زمختِ بی روح دریای ظلمت .حلقه حلقه ابر ارغوانیپاره چترش بازمثل آهی در سکوت شبآرام آرام گام می نهاد .گنبد آسمان بشکوهبا طراوت فرحبشمثل کهنه فرشی نخ نماست.فرمان فریاد باد،سرِ بازی داشتزمزمه و کشمکشش ساز خود را آغازیدکاغذهای پروازی همراهشبه آینه غروب سرکش،سر می کشید .ماه آسمان درخش همیشه محجوبدر حال بیقراریبشقاب گرد و کمرنگش رااز آبشار آسمانبه آینه آب انداخت .من در کنار شعله رنگ پریده شمع به " خیالی رویایی "

خورشید بوی سرما می داد
آخرین شعله اش بی چالاکی و سرکشی
مثل پرنده ای پیر پرپر می زد 
در قلب زمختِ بی روح دریای ظلمت .
حلقه حلقه ابر ارغوانی
پاره چترش باز
مثل آهی در سکوت شب
آرام آرام گام می نهاد .
گنبد آسمان بشکوه
با طراوت فرحبش
مثل کهنه فرشی نخ نماست.
فرمان فریاد باد،سرِ بازی داشت
زمزمه و کشمکشش ساز خود را آغازید
کاغذهای پروازی همراهش
به آینه غروب سرکش،سر می کشید .
ماه آسمان درخش همیشه محجوب
در حال بیقراری
بشقاب گرد و کمرنگش را
از آبشار آسمان
به آینه آب انداخت .
من در کنار شعله رنگ پریده شمع به سایه رسیده
خاکستر آرزوهایم را می آشوبیدم:
آیا از وحشت عید می رهیم
آیا الاهه ابر با نسیم باران دوش حمام می شود
تا ناودان های مثل کارکنان بیکار
بی منت جاری شوند
آیا چیزی به غرق درختان در شکوفه مانده است
آیا چند ضحاک دربند دماوند می شوند
آیا درشت آرواره ها بوووووق‌‌ ...

#خرم_سعیدی پاییز۹۷
 Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi
]]>
رهایی 2018-10-05T03:13:52+01:00 2018-10-05T03:13:52+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/488 خرم سعیدی "رهایی "گوی خورشید ،اسیرست در آبآخرین پنجه خود را بنموده به کمکنور کم رنگ پر از واپسی دل بر اوخائنانه به کمینش بنشسته ظلمتباد فریاد بر آورد به دردنیست فریادرسی اندر دهرشعله ها گر چه نهان گشته درونخِس خسی هست درون سینهخلوتست و تنها این دریادسته ای موی سیاهموج می زد از شرقآسمان تنگ گرفته به بغلکوه ها ذوب شده در ظلمتنیست پیدا اثر از صافی دریایی و ناصاف زمینآنچنانست که گویند گهی،مرده زمان مرده زمین#خرم_سعیدی پاییز ۹۷Ayapir2.irTelegram.me/khorram_saeedi "رهایی "

گوی خورشید ،اسیرست در آب
آخرین پنجه خود را بنموده به کمک
نور کم رنگ پر از واپسی دل بر او
خائنانه به کمینش بنشسته ظلمت
باد فریاد بر آورد به درد
نیست فریادرسی اندر دهر
شعله ها گر چه نهان گشته درون
خِس خسی هست درون سینه
خلوتست و تنها این دریا
دسته ای موی سیاه
موج می زد از شرق
آسمان تنگ گرفته به بغل
کوه ها ذوب شده در ظلمت
نیست پیدا اثر از صافی دریایی و ناصاف زمین
آنچنانست که گویند گهی،
مرده زمان مرده زمین

#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi
]]>
درخت بیعار 2018-10-03T02:19:28+01:00 2018-10-03T02:19:28+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/487 خرم سعیدی " درخت بیعار "سربند نارنجی پاییزحریر صورتی خورشید را پوشیددختر چلوار پوش ماهسینی طلایی پر از سیب بر سردر بزمی دوستانه به رقصملکه گیس سپیدپشت هلال ابر سنگینسر بر شانه هم نهادهقاصد صبح هوهو کنانتور بوی گل می چرخاندمریم عذارای عزادار شبدست گل به باد داددرخت بید از غصه گیس بریدملخ ولایت را خوردپاسبان و شهر خسته،بی حوصله به خوابدرختان بیعارتاج خوشه هایشان براهسرمای سختی ست در راهانسان های بی پناهدر گورها بخوابید.#خرم_سعیدب پاییز ۹۷Ayapir2.irTelegram.me/khorram_saeedi " درخت بیعار "

سربند نارنجی پاییز
حریر صورتی خورشید را پوشید
دختر چلوار پوش ماه
سینی طلایی پر از سیب بر سر
در بزمی دوستانه به رقص
ملکه گیس سپید
پشت هلال ابر سنگین
سر بر شانه هم نهاده
قاصد صبح هوهو کنان
تور بوی گل می چرخاند
مریم عذارای عزادار شب
دست گل به باد داد
درخت بید از غصه گیس برید
ملخ ولایت را خورد
پاسبان و شهر خسته،بی حوصله به خواب
درختان بیعار
تاج خوشه هایشان براه
سرمای سختی ست در راه
انسان های بی پناه
در گورها بخوابید.
#خرم_سعیدب پاییز ۹۷

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi
]]>