جمعه 25 آبان 1397

دکور جنگ

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" دکور جنگ "

تن ستون،بور، مدور هیکل
زره خاص کمرگاه به تن
بوی باروت،غرورش رم داد
سم همی کوفت به خشم
همچو تیری ز کمان جستی زد
رود باد یال به پرواز بداد
سایه در چله ابریشم رود،پیش ببرد
درد،در قلب فرو برده به دندان جگر
اشک خشمش خوشید
چهچه شیهه او کوه بداده پاسخ
پسِ دروازه تپه ،بگرفته سنگر
نیم رخ تیره کوه،برکه خواب زمین ساز بکرد
تازه آرا ماهی،از حصار کوهی
نازلبخند خوشی باز بکرد
سایه اندوهی،رنگ رخسار سوارش بگرفت
کلبه اندیشش،داشت آشوبی سخت
مه اندوه نگاه،همچو الماس به آن شیشه شب خط بکشید
در پسِ پیر بلوطی فربه
دود آسا آن اسب
پای خود سست بکرد
سلطه شب برسید
دکور جنگ بهم ریخته شد .

#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعید ، دکور جنگ ، شعر نیمایی خرم سعیدی ، خرم سعیدی ،

پنجشنبه 24 آبان 1397

مرگ برگ

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" مرگ برگ "

فروغ آن چراغ زرد جادویی فرو می مرد
زبان آتشش لیسید،تن پوش درختان را
زبر زیر زمین زرین، زمان زرین
بخواهد ماند آشوب خموشش غرق در چشمان کاونده
درختان اشک ریزان
در سکوت دشت های نور
و نوش جان همی می کرد
زمین تشنه باران را
برهنه دشت،گشوده دست مهرآمیز
سوی دختران مهربان،باران
به کام دام اوهامند
گنجشکان دل پژمرد
به سوی آسمان،آبی
گریزان بود باد تیز پاییزی
به پرواز از فراز کوه ها و دشت
چنانچون رقص تصویرش ز خاطر دور تر می گشت
به زیر پرتو روزی که او می مرد تنهایی 

#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: مرگ برگ ، خرم سعید ، شعر نیمایی خرم سعیدی ، شعرنو خرم سعیدی ،

دوشنبه 21 آبان 1397

دشت درد

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" دشت درد "

نوربارانِ لبخندِ دل انگیز سحری
با آتش مهربانیِ دریایِ درون
بر قلب فرمان روایی کرد
جذابیت خوش آب و گلش
خوشایند چشم بود 
شاخه ها چون بال پرنده
شادمانه دست در دست باد در زمزمه و رقص
هنگام که سایه به قله رسید
زره روز فروشونده درید
دشت درد
طرح دلفریب رخسارش زرد کرد
اندوهی ملایم چون خوابی نیم خفته
انبار مهربانیش آتش زد
راز واپسین زندگیش
پشت به روشنایی داد
بر خود لرزید
تا جنس بی ریشه تبر از خود دید
منفذ غم گشوده شد
تبر بدست سرمست
مثل سایه و سرمای مغول رسید
سایه پشیمانی فوران سیاه سکوت گسترد
بر کار خود کرده .
با مرگ درخت
آنکه هر ساعتش دنیایی ست
گویی خود من بود که می مرد .
#خرم سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: دشت درد ، خرم سعید ، شعر نیمایی ، خرم سعیدی ،

دوشنبه 21 آبان 1397

بیداری و غفلت

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

"بیداری و غفلت "

سایه ماه
در دریاچه تنهایی هوا
در انحنای نور
راه را تهی کرد .
الاهه چشم طلایی
با سکوت صدا و تبسم نگاه
در دنیای بی مهری
آغوش سحر را گشود .
چین دامن بستر گل دریا
با رقصی رنگارنگ
راز زبان باد را
برای خاطر خاکستری زمین
در ابتدای جاده روز تجسم کرد .
پرندگان،در همهمه تنهایی
طعم تلخ خواب خود را
در سکوت و خشم،پرواز دادند .
مارِ بزرگِ جاده زندگی شهر
با اشک خشم
در دریاچه سکوت
با آرزویی تیره
در وحشت تنهایی
همچنان در کارتن خواب است .

#خرم_سعیدی پاییز۹۷ "ساعت پنج صبح ساحل دریای پارس"
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: بیداری و غفلت ، خرم سعید ، سعر نیمایی خرم سعیدی ،

جمعه 18 آبان 1397

شب گور به گور

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" شب گور به گور "

کیمیای آن غروب پاره پاره را ربود
آن ضحاک ظلم شب
حاکمان مرگ گم شده
شاهدان قتل عام شهر نور
وحشتی بدیده خوفناک
پرده پرده مه ز آه ما
دیدگان خون گرفته شان گرفت
لحظه لحظه های شب
مرگ خانه زاد نور بور را ربوده بود
فرش فرش مرگ برگ
لحظه لحظه فصل ها خزان نمود
مار خاطرات آن شب سیاه
تخت و تاج سلطه را ز دست داده بود
در سکوت نور کم
خواب جاودان مردگان
ناله ضعیف سنگ را شنود
درد ظالمانه ی سیاه زاغ شب
در سکوت این زمین شکسته باد
افتخار موریانه خورده ی حکومتش
مثل عشق در زمانه وبا ست
اشکِ شوقِ عشقِ سنگیِ اتاق دل
با تراوشش طراوت گلی شکفت
بامداد داد، داده دشت دل صفا ببین
#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: شب گور به گور ، شعر نو خرم سعیدی ، شعر نیمایی ، خرم سعید ،

سه شنبه 15 آبان 1397

پاره خیال

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" پاره خیال "

روی تابید زمین از خورشید
مخملین شامگهش،خوش بنشسته به زمین
آب اهلی افق لرزانش
داد تحسین در آیینه خود
نعش خورشید در آغوش فراموشی شب
شهر انباشته در تاریکی، خواب آلود
شادی کم نفسی
دل سپرده پسِ زیبایی اندُهبارش
مهربان پرتو ماه
پس ابری بنشسته تنها
گاه چون کودک نوپا دَو دَو
راهِ هموار شبی را پیمود
دختر نور سحر غرق حریق عشقش
زلف زرد پاییز،دارد احساسی خاص
برگ ها مرده بهم پیچیدی
آبشاری شده باد،رو به بالا می برد
در خیابان جوانی دو جوان دست به دست
دشتی از گل به گلستان خیال
مهِ معصومیتش خفته به صندوقچه دل
صاعقه عشق جوانه زده بود،مثل رویا زیبا
خوشه آتش دریای بلورین وفا
گلِ لال، اندوه دل کرد صدا
عشق بی عشق کجا؟
مژه لبخندی زد،پل بزد بر سرِ اشک
تا که معشوق ز دریا گذرد
وحشت عشق نماند بر جا
#خرم_سعیدی پاییز۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: پاره خیال ، خرم سعیدی ، شعرنو خرم سعیدی ، خرم سعید ،

جمعه 11 آبان 1397

گل میخ

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" گل میخ "
باز گل میخ برنجی را نشا
کرده بودن در زمین آسمان
پرتو افشان ماه بر صحرا گذشت
بانگ برهم زد سحر خیز آن خروس
مثل مرغان مهاجر شب به دو
بازو پر مهر آغوشش گشود
اشتیاق رود صبح بیدار شد
دست و رو را شسته با عطر هوا
در نبرد لشکران ابرها
با صدای کوس ها ،شمشیرها
پاره های سرخ آتش می جهد
همچنان از کوره ها،سندان ها
روشنی اشکی هوا را می درد
در جلال برگ ها و بارها
ناله بادی میان باغ ها
می خورد او خوشه های خشم را
سر دهد آوای صلح زندگی
از فراز کوه ها رنگین کمان

#خرم_سعیدی پاییز۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: گل میخ ، خرم سعیدی ، شعرنو خرم سعیدی ،

پنجشنبه 10 آبان 1397

ضحاک شب

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    


" ضحاک شب "

با کوچ خورشید
هاله نور با چین طلایی
حاشیه تپه های استخوانی را هاشور زد
افعی غروب قیرینِ سنگین
آفتاب را بلعید
ماه بی روح
در چراگاه آسمان
به نرمی می لغزید
گیسوان لطیف ابریشم سبکبار نور
از تپه سار ابرهای کم پشته گذشت
حریر انبوه ستارگان جزیره مانند
در دریای آسمان
بی تابانه به رقص بودند .
آسمان پیچیده در شولای شب
با بار اندوهی عمیق و شادانه
در آتش شرم و شور عشق
غنچه های نوزای خود را
فریدون گون از ضحاک شب
در سکونِ سکوت پنهان می کرد .
زندگیِ درخت رخت بر بست
خشم آگین بادی
می غرید و می لغزید
قطرات زهراگینش
باغ را مرغ پر کنده کرد
شاخه ها با ناله های کشنده درد
با اندوه شکست روح
رقص پاره تن خود را در جویبار به تماشا می نشست.
انبوه درختان سیاه و ساکت
همچو سربازان به صف
بر بی مهری زمین نفرین می کردند.

#خرم_سعیدی پاییز۹۷

Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: ضحاک شب ، شعر نو ، خرم سعیدی ، شعر نو خرم سعیدی ،

شنبه 5 آبان 1397

کمینگاه ماه

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

"کمینگاه ماه "

ابرِ لب آویزان،گریه اش را خورد
ته مانده غروب غرق رویای دریا شد
آفتاب،پوست برزگر آسمان را سوزاند
ماهیان نور، در تور سیاه می لولیدند
ماهِ نشانگاه
از کمر کش کمین سر درکرد،
دل حریر ابر را تیغ کشید
هزاران چشم از بالا
مثل بادبادک جشن رها
به آسمان نگاه کردند
دهان ساز _ باد _  باز
نواخت " چَپی (۱)" را نوید داد
زمین به حال دود یاد دل ما " کُتل" شد .

(۱) " چَپی " نوعی موسیقی حزین ست که با سرنا و دهل در عزاداری بختیاری ها نواخته می شود.

#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: کمینگاه ماه ، شعر نو خرم سعیدی ، شعر تازه ،

سه شنبه 1 آبان 1397

درد آب و بلوط

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" درد آب و بلوط "
" تقدیم به ستیهندگان محیط زیست "

زیبای اندوهگین
سازواره دلخوری
کرانمند درد
آسمان جنوب
زیر بخار سیاه حجاب گرد
با ابرِ نیرنگِ برگِ زردِ مارِ قدرت
لب آبش نهان وش به قلاب .
بالاتر از اشک صبح
بلوط پر تشویش زاده ترس
مثل مردمِ مستحکم خموش
با آرامش دیرنده،بی روح مثل سنگ .
دشت_ اجبار ترسناک_ آسمان
نقشمند آینه گردان شیرین شب
با نیزه زنگاری سیاهی شکاف
در سرمای مهلک نبرد طوفان افکار
به سقوط روح می اندیشد .

#خرم_سعیدی پاییز ۱۳۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: درد آب و بلوط ، شعرنو خرم سعیدی ، خرم سعیدی ،