تبلیغات
آیاپیر (خرم سعیدی ) - شعر بختیاری - مطالب شهریور 1397
سه شنبه 27 شهریور 1397

پالان دوران

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" پالان دوران "

" آیاپیر " (۱)شاه، " هانی "(۲)
در سایه سار پسین " الهک " (۳) دلنشین
با رنج سالیانِ ستمِ مردمان
معبدی پرداخت شکرانه .
انحنای ظریف نگار نگاشت معبد
در سرد سنگ
پیچش گرمِ بدنِ انسانِ دوران را پل است .
حتی در تندیس سخت صخره
گل پژمرده امید "هانی"
بی جبروت و خصلت شاهانه
تجاوزگرِ زورگوست .
پالان بی عاطفه
در توحش متمددانه شاهان
همچنان در معبد دوران دَوران است.
آی " الهک " خیزانه گری کن
بر معبدِ جهل ریایی " هانی" پا بزن
بگسل پل بافته از آهن سرد .
#خرم_سعیدی تا بستان ۹۷ خورشیدی

۱-آیاپیر، یکی از نام های قدیم ایذه
۲- هانی ،از خاندان حکومتی قبل از تاریخ ایذه با توجه به سنگ نوشته های "اشکفت سلمان"
۳-الهک،کوهی باستانی در جنوب ایذه
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: پالان دوران ، خرم سعیدی ،

سه شنبه 27 شهریور 1397

گل ماتم

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" گل ماتم "

طاقت پلاس شب را نداشت
به سنگینی سرب
غم کلاف می کرد
گل سیاه .
سرپوش مفرغی کهنه شب
نگاه غیظ آلود پر غصه ای داشت
نور زخم خورده را
پس ابر عظیم سیاه خفه کرد .
کبوتر سیاه لغزان ماه
در نقطه ای تاریک
نورش را
مثل دهان ماهی تازه صید شده
در آب سیاه دریا می جنباند .

#خرم_سعیدی تابستان ۹۷ خورشیدی
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: گل ماتم ، شعرنو ، خرم سعیدی ،

دوشنبه 12 شهریور 1397

گل بی بو

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" گلِ بی بو "
گل بی بویِ کلیدِ امید
گره از کار دل ما نکشید
راز دل، چون نتوان گفت
ز گفتار چه سود
جانم از غم فرسود
راه آمد بگرفته است سیاهی اکنون
سایه از شب به رمیده دیگر
خزه روئیده سیاه بر دریا
چشمه ها گشته لجنزار و تباه
برگ ها خشک ستاره بفتاده در چاه
بوی شومین سیاهی همه جا گسترده
خوشی و شادی و آسایش مرد
رحم اله بخوانید، به بزرگیِ منش و به راستیّ و به مردانگی و انسانی
خستگی مانده به تن در همه جا
وای بر فردایِ پسِ امروزی ما

#خرم_سعیدی تابستان ۹۷ خورشیدی
 Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: گل بی بو ، شعر اجتماعی نو ، خرم سعیدی ،

یکشنبه 11 شهریور 1397

شیواتیر آرش

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" شیواتیر آرش "

" از آن خوانند آرش را کمانگیر/که از بابل به مرو انداخت یک تیر ( ویس و رامین)"

ستور کشور توران
شش و یک سال
خورد و خفت اندر سر حد ایران .
گجست افراسیاب افراشت
شومین بال خود را بر شه پیشدادی دوران
بزرگان،مصلحت کیشان و مردان نیک اندیشان
نموده انجمن با مردم توران
بنا بگذاشتند،پرواز تیری از فراز قله البرز
به هر جایی فرود آید
بماند جایگاه و مرز آن سامان
گزین کردند،حکیم و پارسایی مرد شیواتیر
آرش،تیزرو تیر و کمانگیرِ یل ایران.
همو دانست تیر زندگانیش،از کمان جستن نیاید باز
فراز قله البرز،تن خود را به مردم می نمود و گفت
درست و سالمم اکنون چو می بینید
همه نیروی جان گرد در کمان و تیر خود می کرد
رهانید تیرِ پُر پَر عقابی سخت
فرشته باد تیر او به سوی دورترها راند
ز البرز اهورایی پریده تیر
پس از روزی شتابان،کوه و دشت را بگذاشت و بشکافید پهلوی هوا و آسمانش را
برِ شهری به ترکستان،به فرغانه
نشسته خوش به تن بر سالخورده گردکان بشکوه
در آن دم جان بداد آرش برای خاک این سامان
نه آرش اولین جان اسپُرت بودست و نه آخر
هزاران جان فدای خاکت ای ایران
اهورایی بمان و جاودان ،در هر زمان و هر مکان، دوران.

#خرم_سعیدی تابستان ۹۷ خورشیدی

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: شیواتیر آرش ، شعر نو حماسی ، خرم سعیدی ،