تبلیغات
آیاپیر (خرم سعیدی ) - شعر بختیاری - مطالب اردیبهشت 1397
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397

بلال

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    نوع مطلب :متفرقه ،

بلال

                     ( تقدیم به دکتر " نور اله مرادی" بخاطر باز سرایی و جاندار کردن " بلال ها " )

" تیه کال چادر زی ره سر مازه     روندن هیش کس مرو جور بیگ و پازه "

"معشوق چشم عسلی ام

چادر به سر کرد

بر بلندای قله ایستاده است

جایی بسیار دور

آن جا

که تنها

پازنان کوهستان توان رفتن دارند. "( برگردان های فارسی کاری است از دکتر مرادی)

" بلال " یا " دی بلال" ها،همنوایانه ای بداهه پرداخته با محوریت دلدادگیِ از دل برآمده،همراه تصاویری ملموس و هدیه ای طبیعیِ تجلی یافته تخیل،ذوق،فکر،علاقه و غمناله های ساده و کم پیرایه ای نغز و باریک اندیش،همراه با شادابی زنده در احساس و اندیشه ای هستند که در جنگ زندگی ایلیاتی مانند ریشه درخت کهنسالی چنگ انداخته اند. بلال دل آوایی است که همراه و همگام سایر جانداران در بوستان و کوهستان در فصول مختلفَ سر داده می شود و اهمیت عشق به عنوان ودیعه ای ازلی را فرا یاد می آورد.آسمان راز آوازهای بلال را خوب می داند که عشق را طالبند،آنگاه که ماه رخ می نماید،آوازها جانی تازه می گیرند وقتی سکوت راهی صحرای خواب می شود، در این حال و هوا،آواها گوشنوازتر و عاشقانه تر می شوند آنگونه که اسب شیهه عشق می کشد و سرزمین تشنه،عطش عشق باران را در سر می پرورد و مردان کوه دلِ کوهستان زنده به عشقی ژرف و تازه اند،با عشق نفس می کشند،عشق به شبهای پهناور مهتابی آن هنگام که نورهای بکر را می گستراند و سپیده می روید ،عشق به باران و رودهای جاری و خروشان و سخت عبور،عشق به بال و پر درختان بشکوه،عشق به همه مظاهر طبیعت با صفا و راستین.

بلال،آواز آرمان ساز و گفتمان عاشقانه های رمانتیک است. آهنگ حسرت جدایی دامنگیر سرد و سیه چون سنگ های استوار کوهستان،بین جوانان و میانسالان بختیاری رواج دارد. سرایندگان این آوازهای دل انگیز و این ترجمان " عشق هرگز نمی میرد " ناشناس و گمنام در هاله ای از ابهام مانده اند. شیوه انتقال آن ها شفاهی ،از نسلی به نسل دیگر است. این جملات از دل برآمده و دلنشین و پرشور، روح آزاد و زندگی ساده و بی تکلف مردمان سامان ما را تجلی می دهند که باعشق و امید و عواطف و هیجانات مردمی ساده و صمیمی تر از طبیعت سروکار دارند به گونه ای که وصف جلوه ها و زیبایی های طبیعت در آن ها مواج است. محدودیت های فنی و قیود دست و پا بست " شمس قیس رازی " ناشی از وزن و قافیه و صنایع لفظی و معنوی و ملاحظات اجتماعی، سد راه آن ها نشده بلکه همانند کبکی خوش خرام در دامنه کوهساران سخاوت بخش چون ترنم جویباران و چشمه سارانِ خنک سایه سار بلوط،، درهای هنر را به روی خود می گشایند و در لفافه ای ساده و روشن تر از مهتاب ،به دور از هرگونه فضل فروشی شاعرانه، در کمال فروتنی ، کیفیت عاشقانه ترین و تغزلی ترین توصیفات شاعرانه را خنیاگرانه، از ایلی به ایل دیگر و از گرمسیر به سردسیر و سرحد پیوند می دهند. در بلال خاصیتی است که موجب می شود تا کلام مقامی پایدار کسب کند و خُلقیات ،عادات، اندیشه و علایق عامه مردم را نشان دهد . در این گونه ابیات هرچند جایی برای زبان آوری و عرصه ای برای عرض اندام زیباشناسی کلام در حد و اندازه ادبیات عالی و رسمی وجود ندارد اما تصویری ساده و صمیمی از زندگی مردم زمانه و مناسبات میان آداب و رسوم متداول در جامعه را با زبان ساده و نمادین ترسیم می کنند.هرچند غزال گریز پای بلال،وزن عروضیش نیز مانند خودش گریزپاست و با ریتمِ تند و کند یا ادغام هجاها می توان آن را در بحری از بحور عروض گنجاند.اما علی رغم تغزلی بودن،آوای غمناک است. مردان بختیاری و بلال هر دو نشانه هایی از عاشق پیشگی در پیشانی دارند.این قوم باد،هنوز یارای تاختن چون رعد و خوی شتافتن چون رود شان برقرار است .فراز و فرود کوه و دره را تسخیر می کنند و با بلال روزگار می گذرانند.گاه که غروب گام در کام می کشد و دل و دماغ را می آشوبد،" نی " همدم دیگر جوانان از کنار شال کمر بدر می آید و در هفت بند تن ،با غمآوازی سوز ناک، دلتنگیی را که به زنجیر زلفی بر قلب گره گیر شده می گشاید و زاری و غمناله خود را با کوه تقسیم می کند،تا نور امیدی دور را در دل برویاند.

در جامعه ای سنتی مثل بختیاری که پرورش دهنده روح سلحشوری و جنگاوری و پیکار با سختی هاست ، گاه روحیه ها آنقدر لطیف ، با تراوت و آسمانی می شود که گویی این آواها از جهان دیگری برآمده اند. اگر بگویم این گونه شعر، که با روند طبیعی، در تافت و بافت الفاظ بیان شده و سمند اندیشه را به طبیعت گره زده، به گلستانی می ماند که هر بیت آن دری از این باغ را به صحن دلگشا و زیبا، از طبیعت مناطق بختیاری رهنمون می کند و با این کیفیت و صفات، مختص مناطق بختیاری نشین است و شعر فرزندان رنج و پیکار با سختی ها و کم و کاستی های پیش رو در باراندازها ، برای طاقت آوردن و تحمل در برابر نا ملایمات زندگی و غلبه بر گرگ خستگی در پاییز جدایی مردانی است که برگ آرزوهایشان را به بادی می دهند و دل در گرو رویاهای دامنگیر و گرم می سپارند و گل اندیشه را با عطرفراموشی می جنبانند و با غروری با آذرم ،آرزوی خفته در دل و نومیدی و درماندگی در عشق و زمان دراز و دردناک جدایی پیش آمده میان خود و محبوب را در غالب بلال فریاد می زنند، سخنی گزاف نگفته ام. این اشعار عامه پسند و مقبول،با پژواک عاطفی، آنقدر قدرت دارد که بسیاری از دوستداران و یارانش به میانسالی یا کهنسالی رسیده باشند و با آن ها پیوندی خاطره انگیز و خوش نداشته باشند و احساس تعلق خاطر گذشته را به حال پیوند بزنند و خود را با آن ها سازگار کنند و فراموش ناشدنی ترین تجربیات خود را فرایاد آورند. در بختیاری کسی را نمی توان پیدا کرد که چند بیت بلال به یاد نداشته باشد مردمانی که سینه آن ها پر از انبوه بلال است . این فرزندان سکوت،گاه که در پهندشت خشک گرمسیر و بهشت روح نواز سرد سیر و تمام پهنه کوهستان، نوای خود را سر می دهند ،کوه و اندرون آن نیز با آن ها همنوا گشته و معشوق و مجبوب گل اندام خود را چون کبکی که جفت خود را فرا بخواند فرا می خوانند .

بلال ها آنقدر در عشق سرشته شده اند که شاید بتوان گفت حذف موضوع عشق موجب اخلال جدی در آن ها می شود اما، زبان الهام بخش این اشعار ، ایزد بانوی عشق "آفرودیت " و یا دوشیزگان و زنانی آراسته به گوهرها و لعبتگان خود آرا نیستند، بلکه آهو صفات کبک وشی هستند که دروالاترین ساحت وجودی طبیعت بکر و زیبای بختیاری جاری و ساری هستند. صرف جذابیت و کشش به جنس مخالف علت دوام و حیات بلال ها نیست ، آنچه حیات آن ها را تداوم بخشیده، ضرورتی درونی، افزون بر سطح جامعه است. به زبانی دیگر می توان گفت بلال ترجمان منسجم نیاز های بنیادین عاطفی یا اشتیاق سوزان قلب است و از این جهت می تواند منشاء تاثیرات روحی و روانی باشد.

سرگذشت رقم زن بلال ،مانند وجه تسمیه این دلسرودها در هاله ای از زمان گم است. اما هرچه هستند ، احساسی صمیمی و شورمندانه اند که بخشی از گذر نوجوانی و پژواک های بعدی گذر از محیط گرم خانواده به ناملایمات روابط بزرگسالی و تحمل عذاب ناشی از این ناملایمات هستند. شاید بتوان دامنه آن ها را به درازنای تاریخ ،نه، بلکه اسطوره گره زد آن گاه که پیش از ظهور باورها و مذهب ها،" مادر خدایان " در مقابل خدایان جنگجو و پدر سالار شکست خوردند زمانی که "ایزد بانوان " معشوقه ها و همراهانش را از میان مردان و فارغ از نقش پدری انتخاب می کردند باز گردد. پا از نظر روانشناسی،بُعدی از نا پیدایی حیات روانی فرد می باشند. از سوی دیگر ،این احساس، ماهیتی واپسروانه دارد. در پس ترانه های مربوط به عشق ناکام، ضایعه ی از دست رفتن عشق پر مهر و محبت والدین که جوانان پشت سر گذاشته اند، اما کماکان و در ضمیر ناخودآگاه، سودای آن را در سر می پرورانند و فکر و خیالش را به صورت نیرویی بسیار قوی در ذهن آنان باقی مانده است را می جویند . به این سبب عقیده جدایی استقلال طلبی نوجوانان از خانواده را با باز آفرینی روابط اوان طفولیت ترکیب می کنند و به این ترتیب احساسات واپسروانه با احساسات نشات گرفته از میل به طرد خانواده و ابراز وجود، درهم می آمیزد به نوعی می توان گفت از نظر روانشناسی رابطه با والدین را بازآفرینی می کنند. به زبان دیگر تقلای جوانان برای جدایی از خانواده است و به قول " فروید " شاید عقده "اُدیپ "باشد که آرزوی فرزند برای این که جای ولی همجنس خود را بگیرد و با ولی غیر همجنس ،به وصال برسد باشد . بلال هر سرگذشتی که داشته باشد، بخش جدایی ناپذیر ادبیات قوی و غنی فولکلور بختیاری است و جزء میراث معنوی ما محسوب می شود.

                                                                         " خُرم سعیدی – بهار 97 خورشیدی "


برچسب ها: بلال ، دی بلال ، بلال بختیاری ، درباره بلال ، بلال شعر بختیاری ، خرم سعیدی ،

جمعه 14 اردیبهشت 1397

مُنُوُ دل

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" مُنُو دل "
مِن بهاری کِه همه هاچق اِبُون
خُومِ تَک مَندم وُ پاهیز دلم
هیچ مَندیرِ کسی نیم، کِه بِگُوسیم " آخَی "
مُو دلم ایخُو کِه تا، بِقِلیپُم منِ تاریکی دل
رَهِ پاکی بُوُرُم
دل مو تنگ اَویده سی خُوس
مَنِشینین کِلِ یُو، وُ بِدین دلداریس
گفت وُ لُفت خُونِه هِلین سی یه دَمُون دی ایسا
دلِ مُو پُرِ پُرس، شادی وُ ناشادی هید
خُومِ تُک مّندم وُ دنیای دلم
کِه کُرور تا وِ کُرور،هَوَس وُ دادن دل لیش وُ دُرو، هُو اِی اَرزِه خُوسِ تّک
خُوم تّک هیدم وُ تینای دلم
کِه پُرِس هید قشنگی وُ بّفا، یَه رنگی
تُنه دادم وِ هَمُو  " پیر مَهمی "
نَپِرُونین خَشیِ دلِ مُونه وا یَه " پِخی "

#خرم_سعیدی . بهار۹۷ خورشیدی
@khorran_saeedi
ayapir2.ir


برچسب ها: مُنو دل ، شعر نو لری ، شعر نو بختیاری ، شعر نو لری بختیاری ، خرم سعیدی ،

پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397

خواب خواب

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" خوابِ خواب "
شهر، شهر آسمان سرفراز
کوچه هایش خالی از هر رهگداز
بقچه پر وصله این مخملین شب خواب ناز
باد دیوانه به باغ او به دو با دستبرد
مرمر سوده شده مه، محشر است
ساکتم من مثل یک سنگ مزار
اندرونم بی اجاقین دیگ و جوش
خوش به حال دختر مهتاب می آید خموش
پنجه صحرای دریا جنب و جوش
وای من بر این سکوتِ پستِ دون
چون درخت لخت، سر در زیر برف
هیچ نا مخته هیاهویی ز باد
شهر ما خواب،آسمانش پر شتاب

#خرم_سعیدی بهار۹۷ خورشیدی

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: شعر نو ، خواب خواب ، خرم سعیدی ،

سه شنبه 4 اردیبهشت 1397

دلداری

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" دلداری "

در غروبی که نفس بند آید از خوبیش
ابر،از شکلی به شکل دیگری می گشت
دیگِ جوشِ شب شتابان بود
چهره اش همچون درِ متروکِ چوبی بسته زنگار
آسیا سنگ آسمان گردان
حزنِ نابِ نور این مهتاب
پشت دیوارِ حریر ابر سرگردان
نهر رود روشنش جوشان
مرگ رنگ خود به چشمش دید در دریا
خاطرش داغ گذشت روزگاران داشت
رود می گفت ای خودآرا نور
هیچ زیبازشت،تا ابد باقی نمی ماند
حتی نور، حتی جور
آبِ گُلصحرا، ندا می داد
آی،مرد گمشده در خود، خودآ
بین درخت قلبها بشکسته بندی گشته است
زندگی در نهر دنیا ساری و جاریست
بی درنگ این آسیاسنگ آسمان گردان
آس خواهد کرد...

#خُرم_سعیدی بهار۹۷ خورشیدی
Ayapir2.ir
telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: شعرنو ، شعر نو فارسی ، خرم سعیدی ، دلداری ،

دوشنبه 3 اردیبهشت 1397

خیالگاه

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" خیالگاه "
دودِ انتظار سر برافراشت
پیشِ سکوتِ روان شب
درد، چشم در چشمِ خیالگاه دل
کاکل به زمین می سایید.
دشت و دمنِ سیاه
گلوی ماه را گره می زد
قطره قطره چکش نور
مانند اسپند و آتش
در شبِ تلخِ چشم سفید
منتظر جوانه بود
سنگ در دست سکوت،
تیغ باد، با سیاهی دشنه جفت
حمله به ارباب پارینه پیر می کرد.
شکاف کشتی شکسته شب
در پگاه خاکستری
در تنور گام های گرم رهایی
در آرزوی آزادی
سر برآورد به نبرد.

#خُرم_سعیدی بهار۹۷ خورشیدی

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: شعرنو ، شعر نیمایی ، خیالگاه ، خرم سعیدی ،