تبلیغات
آیاپیر (خرم سعیدی ) - شعر بختیاری - مطالب آبان 1396
پنجشنبه 25 آبان 1396

طبیعت قهر

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" طبیعت قهر "

چراغ آسمان از باد ظلمت تار و ظلمانی ست
تمام شهر شب داغ دروغ است و فریب و نفرت و درد ست
به دوش رهگذار ماه،عصر لعنت و درد ست
ستاره دوش دوش هم نشسته تشنه نورست
تمام نور در حلقوم شب پا بست و در بندست
و اما اسب بور نور،دهان بسته نشسته بر سر سردآخور دوران
در این سرداب ظلمت زا به حلق آویختند قندیل تنهایی
تو گویی ترس سرخی،رگ به رگ پوید محیط ظلم خیز کره خاکی
زمین زین درد،کشیده ضامن و لرزان و ببمارست
چنان آشفته گشته بسترش گویی،دهان از درد بگشوده به فریادست
ز اعمال شعارین مردمانی که زبان لغزان و کردارش گرفتار اسیر بند شیطان ست
به دست باد داده بافه رویای آن کودک کنار مادرش تا آخر دنیا چه بغنوده است
کنون با ساز و برگ بی کسی دمساز و غم بر دیده اش آوار
گرفتار طبیعت قهر و طوفان است
زمین لرزان،زمان گریان از این دردست.

#خرم_سعیدی پاییز۹۶ خورشیدی
Ayapir2.ir


برچسب ها: خرم سعیدی ، طبیعت قهر ، شعری درباره زلزله کرمانشاه ،

جمعه 19 آبان 1396

شکست افراسیاب پس از رهایی بیژن

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" شکست افراسیاب پس از رهایی بیژن "

نبیره سام،شب هنگام، نهاده گام،کشیده تیغ و دستی زد
گسسته گشته بند از بندِ ایوانِ شه توران
هیاهویِ سواران و درخش تیغ و بارانی ز تیر هر یل ایران
جدا کردست سرهای بزرگانِ دهان پر خون و چشمان مانده باز از یورش شیران
فتاده جوی خون اندر سرا افراسیاب نابکار،کو کشته بُد شاه سیاووشان
چو رستم رخش را می راند و سُم جمباند با خواری درون کاخِ شه توران
همه گستردنی،گنج و کنیزانش فتاده دست در دست یلان کشور ایران
فکنده خانمانش با بنه بنهاده بر اسبان
فتاده ولوله در شهر توران و خروشان گشته شد پیران
همی گفتند کار از کار بگذشته که ایرانی دگر تورانیان را نشمرد انسان
بر آشفتش شه توران و گفتش کوس ها سازید و رویین نای بنوازید
سپاهی سیل آسا چندِ کوهی رو به ره سازید
همه روی زمین پوشید جز دریا و گیتی را بگیرد گرد از سم ستورانی که می رانید.
نگهبانان ایران دیده و چشمش بمالید و همی نالید، گویی دیده باشد خواب
نهان پیغام بر رستم رساند از دشت بی پایاب
در آن دم رستم آن بشنید،زره پوشید
همان ژوپین و تیغ آهن گدازش را گرفته سخت
سوار رخشِ تن پولاد،سوی دشت کین می راند
نگاهی خشم آگین کرد،لشکر چون ستونِ آهن استاده
ز انبوه سیاهی سپاهی،آسمان بُد نیلگون و شد زمین از گرد نا پیدا
نهیبی داد بر افراسیاب و گفت
تو آنی جنگ نتوانی و آنی پشت بر میدان گریزانی
مگر نشنیده ای یک شیر،از دشتی پر از گورش هراسی نیست
کنون جانت برِ این دشت،ز دستم بر نخواهد گشت
شه توران بلرزید و به لشکر جنگ می سازید
خروش از لشکرِ کُه سان تورانی بجوشانید و گرد اسبانشان خورشید پوشانید
ببستند کوس ها بر پیل و بر گاوین دم، دمساز و نالیدند.
دگر سو، تیغ ها رخشان ایرانی، رخان را بر رخ خورشید می سودند
برِ جوشن، کلاهِ خود، تگرگ گرز و بارانی ز تیر و نیزه باریدند
سوار رخش، درفشش اژدها فش، شادمان بر آسمان سایید و گردی راه اندازید
تو گویی روی خورشید جهانتاب،نیل پاشیدند
سرِ تورانیان چون برگ پاییزی، ز هر جنبش به پا افتاده غلطیدند
کله از سر فتاد و پشته پشته کشته ها بودند
شه توران چنین می دید،به خواری روی گردانید
و اسبش راند و بیدادی بر خود خواند
دو پرسنگ از پی اش آن رخش می تازاند
پس آنگه روی سوی مُلکت ایران ابا شادی و پیروزی و گنج شایگان می راند.

#خرم سعیدی پاییز ۹۶ خورشیدی
 Ayapir2.ir


برچسب ها: خرم سعیدی ، شعر نو حماسی ، شکست افراسیاب پس از رهایی بیژن ،

یکشنبه 14 آبان 1396

زنده پسند

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" زنده پسند "
"بیا تا قدر یکدیگر بدانیم،، که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم " مولوی

هنری اهل، سیه پوش شود
پر شود شیون شعرش در بر
زانوی غم بگرفته سر ما را به بغل
قلم قامت او غرق غروب
ای دریغا که سخن گستر رفت
پیک مرگ نامه پندارش داد
غصه ی قصه گو از گل بگذشت
سوگ او داغ نهاده به دل هر لاله
لال گشتند ز وصف غم او
کبک و تیهوی کهستان ولات
یا کتل پوش شود اسب کهر
یخه ها چاک و رود خاک به سر
قدر اهل هنران دان زان پیش
که روند و ببرند گیس از پس

#خرم_سعیدی
Ayapir.ir


برچسب ها: خرم سعیدی ، زنده پسند ،

جمعه 5 آبان 1396

گلمیخ خیال

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" گلمیخ خیال "

دستِ شبِ ستم
نای آسمان فشرد
رنگش به کبودی فرو رفت.
دروازه بان پیر
در غروبی تازه رنگ باخته
تورِ نورِ ماهِ کهنه را
در کمین چتر شب
پنهان از گنجینه هزار چشم
آویزه زینت گوش خود کرد.
افقِ پا کشیده،
بر سینه فراخ شب
یکه و یکرویه
سوار نوزین نسیم
گوش تیز می کرد.
گله گله موج ابرها
با گرگ و میش صبح
چون گوسفند گرگ دیده
به رَم بودند.
من با چشم غم آموز
با نگاهی در باد
آه به دل چسبیده را
از قفس تهی کردم.
با شکست شب و دمش سپیده
نسیم سبک پای نور
سایه می پراکند
و چتر سیاه
با گلمیخ خیابان خیال
دمادم تهی تر از ستاره شد.

#خرم_سعیدی پاییز ۹۶ خورشیدی

Ayapir2.ir


برچسب ها: گلمیخ خیال ، خرم سعیدی ، شعر نو ،