تبلیغات
آیاپیر (خرم سعیدی ) - شعر بختیاری - مطالب شهریور 1396
سه شنبه 28 شهریور 1396

پندار نکو

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" پندار نکو "
از پله پیچاپیچ نور گذشتم 
در مهمانسرای چشمان ماه 
عطر شادی سپیده می نوشیدند
لابلای دفتر گریه، ستاره ها
حک شده بر ورق آسمان،
همه تا دامنه،تحمل دارند
هنروران به قله رسند،اگر خواهند
رفتم به سخن رسیدم،دیدم هواست.
درین سراب
مه گذشت و شب بجا
دست چاره ها به چاه .
#خرم_سعیدی تابستان۹۶
Ayapir2.ir


دوشنبه 27 شهریور 1396

آرمان ندا

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

"آرمان ندا "
چشمه نوش پیر سبز پوش کهن سیر
از حصار لاژوردی پرید
بیرق زرد لشکر غروب
چترش بسته شد
باغچه پر غنچه دل شب
گل ناز چشمانش را گشود
عکس یادگاری به آب داد
گل برگ های تازه موج
زیر درخت ماه
گاه راه را گم می کرد
دوباره می گفتند آب سلام.
حرف قورباغه ها و جیرجیرک ها بالاگرفته است
کاش نسیم بادی داغ
لب های دوخته درختان سیه پوش را به حرف آورد
باغ بیدار شود و جوی نور جاری
دوباره چشمان ستاره بدرخشد
خورشید در دلش بخندد.
#خرم_سعیدی تابستان ۹۶ خورشیدی

Ayapir2.ir


پنجشنبه 23 شهریور 1396

گپِ گپ

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" گَپِ گَپ "

پیر مِردی کُپ چاله

تَشه شِمنی، سَرِ خارنی وُ اِگُو

جُورِ خَرمن کِه گُرازی نَزَنِس

تِجری پُر پَرزین،دَورِ لَوا،چه بغل زَیده وِ یک

حُوشه حُوشه گَپِ گِژ گُپ کِرده

وِ مِنِ تاپُو دل زِندونی

تُربه سُهرِ دلا وُر مِنِ کُول

دَورِ مالا کُم گُسنه گَشته

در گلستون کُرَوِ تَنگه ای پا وُ دلا

نِشترِ زَحم زَوون،واز کِرده هُو دهونس ایچو

اُو بُهون مهر وُ مَحبت وِ زَمونای نها

سَرِ اُو وارِ دلا رُومِسته

دَر دُرو هِید وِلنگ واز وُ دَرِ راس بَسه

تُف وِ شَیطونا با

اِی قد آدم کِه ایا مِن دنیا

نَلس آدم ری زِ نابودی اِره .

#خُرم_سعیدی تابستان۹۶ خورشیدی

Ayapir2.ir


برچسب ها: خرم سعیدی ، شعر نو محلی بختیاری ، شعر نو محلی لری ، شعر نو لری بختیاری ، شعر نیماری بختیاری ، گپ گپ ،

شنبه 18 شهریور 1396

شو و شون

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" شُون وُ شَو "

غیرزا ویقه ککاونگی و دیر
درنگشتی نبی
دَس وُ پا اَفتو وِ پِخو
زیر بهون آسمون اسیر .
مَه وارازنیده وِ فیس
چی بهیگ،پا سر آسمون نها
تَوِه زنگ خورد آسمون پرس تِنَه .
اُردی لشکر شو
جُور هَفی دُهونِس واز سی خَوردن
اِی گُوی ملایِ مال
طلسمس کرده قَدِ بَرد.
شُون گله بال قاش
نی شیتس گُر لو
بیتا " آ داراو" خوند و درد
" چطو نفتانه بردن،چطو حق مونه خوردن"
" یُو روخونه طلاهه"
" من ملکای ایما،شو و رو ادراهه"
" اویه جور لیره،اما صحاو ای او"
"و تشنهی امیره..."
داد و قال وس و مال
گله گرگی اوی...

#خُرم_سعیدی تابستان۹۶ خورشیدی

Ayapir2.ir


برچسب ها: خرم سعیدی ، شعر نو بختیاری ، شعر نو لری بختیاری ، شعر نو لری ، شعر نو محلی بختیاری ، شعرنو محلی لری ،

چهارشنبه 15 شهریور 1396

نوید امید

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" نوید امید "

دخمه فیروزه شکست
سر بزد خنجر زر
پس زانو بنشسته به شکوه
چوب زد بر سر دربان سیه پوش فلک
دامن از دست بشد
دانه دانه خم زر کرد نثار
لرزه افتاده به جان شب دوش
پوست از تن بدرید
به جوال دگری گشت فریبنده زمان
خندخند،مرغ سحر
پر گشوده به دمن.
من به خواب خوش خود،همه را می دیدم
تو کجایی شه خوبان " یوسف "
تا که پرده به گشایی درِ خواب
و بشارت بدهی
شب فراری شود و صبح امید،بدمد از بر کوه
و چه آسان رود از یاد زمان
آن ستم ها که خزان با گل کرد
باغبان باز به گل رنگ بهاری بدهد
و تو پنداری گل،او نه روئید و نه پژمرده شده
باز از راه رسد،آن بهار نوری که همه منتظرند

#خُرم_سعیدی تابستان۹۶ خورشیدی

Ayapir2.ir


برچسب ها: خرم سعیدی ، نوید امید ، شعر نو نیمایی ،

شنبه 11 شهریور 1396

دلباختن سهراب و گردآفرید

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" دلباختن سهراب و گردآفرید " 

ز توران شد همی سهراب،در دنبال بابا پی سپر کرده
یکی اسپید دژ شد سد راه لشکرش غول فریبنده
درونش پهلوانان و سپهداران،که بودن شاه را بنده
چو دیدن لشکر بیگانه زانسو می کند اشتاب
یکی گردآفرید دختر،سواری چست و اسپ افکن
که اندر آسمان با تیر پران پر مرغی را کند بریان
زره پوشید و گیسو را نهان کردی
کمند رزم و جنگ افزارِ بسیارش مهیا بود
به مثل تندری چالاک،سوارانه سپر کرده سر خود را برِ ایران
بسان شیر،بر یک دشت تورانی بتازانید
و تیرش همچنان باران برِ بیگانه بارانید
بدین رزم آب،تنگ آمد بر سهراب و چون آذرگشسب اندر دلش آشوب
به خود پیچید همچون اژدهایی کو سرش بی تن بوَد میدان
سپر بر سر نهاد و رخ به رخ بنمود با گردافرید گرد آن سامان
بزد سرنیزه ای را بر کمربند یل میدان
همان گردافرید رزم زن،آن شیر این ایران
چنان تیغی بزد،سرنیزه در دستان سهرابش بشد سَرپَر
بدین سان آن نبیره سام،خشماگین و جوشان بر
ابا سرنیزه دیگر،کله خود از سر گردآفرید بِربُود و شبگون گیس،از زیر زره بیرون
سرِ انگشت به لب خوایید و او را دید
رخی برتر ز ماه نو،تنی چون سیمبر سروی،اگر رفتار و گفتارش بود آن سرو
بدین سان کشتی عشق یل سهراب
سپر انداخت اندر دل و بادش بادبان شادیی افراشت
میان تندر میدان به توفان خوش شیرین عشق پاک،لنگر اندوه می انداخت
بلی سهراب عشق آخرین و اولینش بود در میدان و دل مَرده
نه مثل عشق آبایش ابا روداب و تهمینه پس پرده
فقط تاریخ می داند درون خون بخواهد خفت با خواری
ردای غم تن تاریخ می ماند بدین ماتم برِ هر مرد ایرانی

#خُرم_سعیدی تابستان۹۶

Ayapir2.ir


برچسب ها: شعر نو حماسی ، حماسی آزاد ، دلباختن سهراب و گردآفرید ، خرم سعیدی ، نوعی شعر حماسی ،

چهارشنبه 8 شهریور 1396

سنگ صبور

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" سنگ صبور "
شاهِ صد چشمِ شب اکنون به شکوه
بگشوده درِ باغ قفسش
تهی از نور کم ماه شده.
کوه ها سر بنهاده به لب گوش فلک
آسمان پیر سیه زاغ،چه بی فریادست
هرکه را بی فریاد،نتوان زنده شمرد.
دل،دو نیم است کنون مثل ذغال
چه ستم ها که کشیده بی نور
غمش از غم بفزود،درد به درد
آب چشمش بنشسته شده ابری بر کوه
غم شیرین می خورد
سنگ صبرش بر دل
زیر لب گویه همی کرد ز درد
تیشه فرهاد بزد آینه نور شکست
نور مُردست کنون
شور شیرین در کوه
شده زنجیر همان دیو سیاه
و چه خوش می داند
غم خسرو گذران است رود زود ز یاد
قسمم باد به دیدار تو کُه کن،فرهاد
باز گویم به کبوتر،برسان
تو پیامم بر نور
و بگو چون فرهاد
گر به تلخی برود جان از تن
باز ماند قصه شیرین از من
بنشینم سر کوه،چشم بر شب بندم
به امید گل نوری که ز ره باز رسد.

#خرم_سعیدی تابستان۹۶
Ayapir2.ir


برچسب ها: خرم سعیدی ، شعر نو نیمایی ، سنگ صبور ،

یکشنبه 5 شهریور 1396

مرده ریگ استعمار

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" مرده ریگ استعمار "

" شعری برای فیلم یتیم خانه "

هان،همان یارِ جهاندار جهانخوارانید
هرکجا گامی نهید اهریمنی بر بام،
تلخْ هستیتان گلوگیرست
نام ننگت گشته در گیتی ستمباره
دیوزاد آدمی خواره
ماندگار سنت اندیشگی جهلید
بوستان جان مردم،خارزار دست شومینه
دشنه ها در آستین چون مار
دشمن نابخرد انسان هر سامان و هر دوران
دام گستردید و مردم هم شکار و دانه آن دام
گر زمانی لب فرو بستند و بار درد را بر گرده ها بستند
هان اگر در هنگ توران شه شوی پنهان
عطر جان را در خطر خوانند
حجم درد و سوگ بر دل مانده ات را فاش می سازند
خاندانت را چنانچون " رویگر" مردی بر اندازند
کاش می گوییم و صدها کاش
شرتان از ما تهی گردد
وارثان شوم استثمار . 

#خُرم_سعیدی تابستان۹۶ خورشیدی

Ayapir2.ir


برچسب ها: خرم سعید ، مرده ریگ استعمار ، شعر نو نیمایی ،