تبلیغات
آیاپیر (خرم سعیدی ) - شعر بختیاری - مطالب خرداد 1396
سه شنبه 30 خرداد 1396

کبوتر یاد

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
« کبوتر یاد »

رنجبار از فتنه تیمور یا چنگیز
جان گیر و سر به دست
پشت خم گردیده گردآلود و پست
بامِ دود اندود و آهندل چو شب
سربسر سنگین و غم پرور
شهرِ شیون ،
آرزوها بند زندانی سرا
چنگ،خون آلوده،در دل کینه ها
خنجر خنده چه مستانه شکسته شاخه ها
در حیات شور زار،
آبشار نقره فام نور
با نسیم آهسته می لغزید،دودانگیز راه
مانده بر پا رنج ها و یادها
رو به خاموشی ست حتی آه
عکسِ او در آب غمگین بهار
مثل یاد خوب آن کفتر به دل ماند به جا

#خُرم_سعیدی خورداد۹۶
Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، شعر نو نیمایی ، کبوتریاد ،

سه شنبه 30 خرداد 1396

کُشتگاه

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
« کُشتگاه »

غمگین تر از غروب و درد جانکاه
دود شد دل خورشید
باغ گلش ز درد پژمرد
آرزوی روزش پرپر گشت
دامن امید در کشید
پاره های جگرش در کُشتگاه
با وداعی به نگاه
فشار غم نگذاشت،بدرود گوید
با مرگ محبت دریچه شب گشود.
ماهِ مجنونِ گرفته سیما
سر سپرد سوی صحرای دریا
بر آب پاشید بذر آرزوی غنچه دل
آغوش خطر گشود با شعله تنهایی و دود
دروازه شهر آرزو هفت قفل
بر قله مه آلود زندگی
«خوبی خفته و بدی بیدار»
پرده اشک جانسپار سر بر گریبان
سکوت همه جا جاری.

#خرم_سعیدی خورداد ۹۶

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، کشتگاه ، شعر نو ،

جمعه 26 خرداد 1396

زمستان

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
« زمستان »

بیستون مرداب بی فانوس شب
دلگیر و زندانی ست با زنجیر
چتر غم گسترده ی نه توی ظلمت کار و وحشت گیر
چاهسار درد بی دادست مالامال
کوره راهی کور و بغض حسرتی باشد به دود اندود
زخم کاری مانده بر چشمان غمبار یتیمی بی کس و رنجور
خشم سوز آرزوی سینه ای در بسته و بر گور
بغض گل خار به خواب آشفته ای سرشار
نعره ی غمسار تیری سینه سا پر کار
خارزار زنگ غمبار دوچشمانی سخنگویست،پر ،بیمار
آنچنان انبوه شب بر شب ستاده تا که قلب از کار وا ماند
مرغکان،آواز خوان،آوایشان یخ بسته،حلق آویز و سر در چاه و پژمرده
ناتوان و نا امید از رنگِ بانگ صبح فرداهای نور آذین
کوره ره خاموش صبح،راهش به دیوار مصیبت باز
سینه را نتوان گشود و آه بر دستان یخ بسته ز سرما زد
آری آری نیک می گوید «امید» رفته، اکنون هم «زمستان است،سرها در گریبان....»

#خرم_سعیدی خورداد۹۶

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، شعر نو ، شعر زمستان ،

چهارشنبه 24 خرداد 1396

داد باد

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
« دادِ باد »

« لمپا»ی نارنجی ستاره آونگ
در لانه گاه آیینه نگاه
دست نوازشگر شکسته ماه
در دنیای بی غمی
دهان وحشی وش غنچه شب را بویید
هیزم حسرتِ دلِ دودآلودش
بر مزار آرزو،طاقت سوز شد
خنجر تهدید شب،فغانش را سربرید
چنگ نگاه،در گلوی چشمش خوشید
شب،شبِ بیداد و خاموشی
خاک خاطره را به زمین پاشید
چراغی در گذر باد داد می زد
مرگ است این یا زندگی ؟
کوه پاسخ داد : مرگ،مرگ،مر....

#خرم_سعیدی خورداد۹۶

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، داد باد ، شعر نو ،

چهارشنبه 24 خرداد 1396

خیزگاه ماه

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
« خیزگاه ماه »

بر گرده گاه آسمان
ماه نیم خم در خیزاب
چهره چرخاند در آینه آب .
جای پای سایه بر کام دریا
جلا می داد خیال را در غبار غروب
بار شیشه ای ستاره با ماشین شب
لایه لایه سیاهی نازک
به صخره های خشم فرو می کرد
دشنه سکوت قد می کشید
در دود شب تفتیده
اما ما نگاه در سیاهی دوانده
منتظر پیشانی سحر از بلندای سپیده ایم.

#خرم_سعیدی خورداد۹۶

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، خیزگاه ماه ، شعر نو ،

سه شنبه 23 خرداد 1396

شاخسار شب

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
« شاخسار شب »

بر سرِ شاخسار مژگان
میوه درد،خوابم را می دزدد.
چشمم گام به گام شب
کاکل به آسمان می ساید
آب مژگان ،
در سنگنای ظلمت دوران روان.
چشم سرد ستاره
در داد و ستد نگاه
لرزه بر دل می اندازد
مثل قایقی بر بستر آرام آب
آسمان جوان،
لبخند نگینی ستاره تابان
چنان می توان،
گونه آنها را در آب نواخت
در خنکای سحر همسایه شب
ریشه گنگ صبحدم جوانه می زند
برای غمان قلب پیر پدر.

#خرم_سعیدی خورداد۹۶
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، شاخسار شب ، شعرنو نیمایی ،

جمعه 19 خرداد 1396

بغض دوران

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
« بغض دوران »

مزرعه نیم رسش را نسیم می نوازید
در پرتو شب و سکوتٍ ستاره .
با ابروانی کهنه،خسته و‌گره خوار
چشمانی پنهان در پیشانی و نگاهی ویران
چین کبود گود گردن
دستهای چون چرم خشک
سکوت اندوهبار قشون غم
پنهانداشتی دریغوار
گره بغضش در فریاد یاد
پدر،بقرار و خوددار
با انبان بی میلی
ماشه درد را چکاند:
با نیش دشنه
سیاهی را فتح کردند
جان خواران.

#خرم_سعیدی خورداد۹۶
Ayapir2.ir


Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، بغض دوران ، شعر نو ،

چهارشنبه 17 خرداد 1396

نقشبندیه

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
« نقشبندیه»

پرده در دشت بگسترد یکسر
پرتو نور، زده گیس گره از پس کوه
سر نهاده به در پنجره مغرب گون
نقشبندید به دود
لشکری رخ بکشید 
کشور باختران شد تسخیر
اندرین کین و کمین
ماه پوشیده یکی جامه سیاه
دام راهش بگرفتست گریبان سپهر
نال نالِ مرغان
عطر زحمت برسانده به فلک
چشم دل دید چنین جنگ و جدل
دوزخی وادی دل داد بداد
آتش سرکش گل کرده به دل
خوش گره گیر شده بر مژگان
آرزو بر دل و امید دراز
آب در دامن چشم بار انداز
لب خموش و به درون جوشد دل
اندرین وادی درد
خوش تراش است غم مرد افکن

#خرم_سعیدی خورداد۹۶
Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، نقشبندیه ، شعر وصفی نیمایی ،

یکشنبه 14 خرداد 1396

دالو شو

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
« دالو شو »

شٙو،پٙسِ هٙف کُه سِه وِ خٙو
ویر روز،بلااویده مِن باد
پشت پوست شو
آساره یٙل پیر،اسیر
جُورٍ سٙرِ بریده وِ خٙو
نورِ سِوکِ مٙه،گوش تیز ای کی
دالوی گو:
گاشه سُوار اسبید پوش،
کیونوی صُو
پاپتی وِ ای برهوت
وِ پُشت شٙو درا
مین میدونِ شُمشیر شیون خین.

#خرم_سعیدی خورداد۹۶
Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، دالو شو ، شعر نو بختیاری ، شعر نیمایی بختیاری ، شعر نو لری بختیاری ،

جمعه 12 خرداد 1396

جلوه ماه

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
« جلوه ماه »

بهارانه شبی دمسرد و تاریک
زده خیمه به روح دور و نزدیک
گشوده طره جادویی شب
نشین دل تر ز رویای یخ و تب
دلم در سینه می لرزید چون دید
سبکروح نسیم و شب که بگزید
ز بزم آسمان افزون شد از دور
دل ابر سیه شد،دیده شد نور
نشاط غم ز خوان آرزوها
گشوده پا و حسرت ماند بر جا
که اکنون دور،دورِ گرگ ها شد
زمان سرد مهری دلربا شد
نسیم افتاد بر گل پیکر ماه
سراب حسرت شب گشت جانکاه
فلک جا،طره مهتاب بر آب
چنانش دان که شیرین را برد خواب
گرفته آسمان او را در آغوش
سپاه آسمانش دید و شد هوش
ز کوره آسمان تفتیده آهن
بشد از قعر چه بگشود دامن
ستاره پیکرش انداخت از دور
ز راز آسمان گردید رنجور
ز بوی نور مه شد شب رمیده
به چشم چشمه خوابی نا رسیده
چنانش مست رویا بود در آب
فرشته رشک اشکش گشت بی تاب
طنازین طره طاقت شکن را
بداده تاب در دامان صحرا
درون آب از سرما بلرزید
رخ مهتاب عکس خود چو می دید.

#خرم_سعیدی خورداد۹۶


Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، جلوه ماه ، وصف ،

چهارشنبه 10 خرداد 1396

بیگناه ما

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
« بیگناه ماه »
خورشید نیا که ماه خفتست
در بستر نیلگون حریری
دیشب بنشسته شب نشینی
تفریح، نسیم و آب و دریا
اندام زده و آب و در آب 
گیسوی بلور داده بُد تاب
با غنچه خوش تراش بلبل
بغنوده به کوه و کوهساران
می رفت به ناز و ناز ریزان
گهواره موج ناله خیزان
کو را بر خود به خواب می دید
پرورده به دل چه آرزوها
در پرتو سایه سار زلفش
چون قوی سپید غوطه در آب
لرزان دل موج و دامن لب
با کبر و به ناز بوسه می داد
پاشید نمک سحر به صحرا
خون ریخت فلک به گردن آب
از مظهر این ستم به فریاد
دُختند دهان آنکه می کرد
شکوه ز زمان آتشین سر
خون خواره زمانه ستمگر
بیدادکش است و دادها را
ببریده سر و زبان و پیوند
....
#خُرم_سعیدی خورداد۹۶
Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، بیگناه ماه ،

شنبه 6 خرداد 1396

آسمان شهر

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
« آسمان شهر »

ترازویش به چنگ باد چون بیدی به جنبش بود
درندشت آسمان شهر کوتاهست
ساکت مثل گورستان متروکی
تو گویی نرده های نور،سدِ تن شود گاهی
ورق می خورد با بادی تمام ابرهای او
و باران نوحه ی نکبت ندا می داد
درختان غمزده با برگ ها تیره
ورق ها رنگ رنگینش دروغ آگین
شبش خاکستری با تخم وحشت کو گلوگیرست
رمیده مردمان چون کفتران ترسان
و سرها در گریبان،مثل جویی رو به سویی راه پیمایند
نگاهی شعله ور گاهی رهی می بست
اما من،به سوی جانپناهی راه می پویم
به زنگارین نوشته زار می گریید شعر شاعر توسی
« توانا بود هرکه دانا بود»
در آن مخروبه شخص نشئه بنشسته و سیگار «هما» یا «اشنو»ش در دست:
مغول،تاتار، روزش گشته است پایان
تو هم ای جان من «داداش» روزت میشود تابان
و آتش باز از آتش شود گل جان.
نمودم تیز پایم را درون خلوتم تنها
و مادر در دلش آشوب
تمام صورتش خندید،ما را دید و با مهرش نگاهی کرد
چقدر دیر آمدی ای "رود"،که این ورد زبانش بود
حتی گاه یا بیگاه،که زودش می شود دیدار .

#خُرم_سعیدی خورداد96


Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، آسمان شهر ، شعر نو نیمایی ،

دوشنبه 1 خرداد 1396

دور تازه

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

خرم سعیدی:
« دور تازه »

ساز سکوت سر دهد،سینه ز سوز و دیده ها
بارش اشک شور کرد،رود روان خزیده ها
مرد چراغ آرزو،از غم تازیانه ها
گشته سپیده تیره از وحشت و دل رمیده ها
رکن رکین ما و من،رفته ز آستانه ها
آتش حسرتی بوٙد،دود به دل خلیده ها
زاغ و زغن گشیده پا،بر دل ما و جان ها
تیغ رسیده بر گلو،زآفت نو رسیده ها
سوخت امید مردم از،بیخ وجود و دست ها
هم غل و کُند و بند شد،این سر و تن خمیده ها
عاطفه مرد و بندگی،بند زند به سینه ها
دشت سکوت آمد و،تلخ نبود و بوده ها
#خرم_سعیدی بهار۹۵ خورشیدی

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، دور تازه ،