تبلیغات
آیاپیر (خرم سعیدی ) - شعر بختیاری - مطالب مرداد 1395
چهارشنبه 27 مرداد 1395

آینه آرزو

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    


« آینه آرزو »
غروب که باد در دست می آمد،
دهل دلش غم می نواخت
آنگاه که با ساز اشک کودکش دمساز می گشت.
مادر،ماهی سرخ تنگ چشمانش
چشم در چشم آسمان
دافع چشم بد را
با بوی برگ گل گره می زد
تا رویش و برکت مقدس
در سفره به روید
اما،آینه و شمع،به پینه دست پدر پیچید
تا خوشبختی اش افزون نشود.

#خرم_سعیدی تابستان ۹۵ خورشیدی


برچسب ها: شعر سپید ، آینه آرزو ،

چهارشنبه 6 مرداد 1395

سزا

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    


« سزا »

برهنه بچه های نیمه شب
مانند سرو فکنده
با آیینه شرم
در جنگل کوتاه آسمان
از قله مه آلود در آمدند .
چاهک دنیا
با زور دیوسان
از ترس بیدارباش
مانند کلاه غیبی
هماد اقلیم آنها را
از جوشش و زایش جغرافیا زدود.

#خرم_سعیدی تابستان ۹۵ خورشیدی


برچسب ها: شعرنو ، خرم سعیدی ، سزا ،

یکشنبه 3 مرداد 1395

پاسخ کوه

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

« پاسخ کوه »
« بر نیاید این دو کار از هیچ فرد»
« مردی از نامرد و نامردی ز مرد» ؟

گشوده پنجه چشمان خود در آسمانی دور،
مرگ رویاهای خود را جستجو می کرد
وُ در آب روان آیینه سان می دید
شکست روی و مویش چون شکنج کوه
غنوده شبنم خون دلش در دیده ساکن بود و او با کوه نجوا کرد :
پسٍ پشتِ موفق مرد،
بُوده یک زنی رویین و فرزانه 
اما در پشت مانده آن زن بی کس
به مثل مسجدی متروک در راه بیابانی
کدامین مرد خواهد بود؟
کوهش داده بُد پاسخ :
« یکی نامرد »

#خرم_سعیدی تابستان ۹۵ خورشیدی


برچسب ها: پاسخ کوه ، خرم سعیدی ،

جمعه 1 مرداد 1395

هراسه

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    


‌« هراسه »
خون پاک آفتاب
چشم وا می کرد
به انتهای جام شب .
تکه های نور
خوش تراش و خوش نواخت
همره موج موج نسیم
هوهو کنان و نرم نرمک
گرد کوه خاوران درگذرند.
مترسکی به قهر
در سینه صبح
با کوه دلتنگی و درد جانکش
دشنه خشم به چشم
مثل دانش آموزی تنبیه شده
به یک پا ایستاده شده بود.
کودکی معصومانه،با چشم پر پرسش
لباس پاره را بویید و آه کشید 
گلی وحشی تقدیم کرد
خردین آرزویش بر لب
قول قول قول تا قیامت
بزرگ که شدم لباس نو برایت می خرم
آری
دنیای خوش کودکی
مرز مخملی خواب شناور در نور است.

#خرم_سعیدی تابستان ۹۵


برچسب ها: شعرنو فارسی ، خرم سعیدی ، مترسک ، هراسه ،