تبلیغات
آیاپیر (خرم سعیدی ) - شعر بختیاری - مطالب اردیبهشت 1395
سه شنبه 28 اردیبهشت 1395

غمخوارك

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" غمخوارك " 

گلدان سیمین ماه
مهرمندانه
گلبوته ناله های موج را 
به دریای اندوه راند.
روح پیر روشنی
درِ مَحبتخانه را بست 
اشكِ طاقت سوز نور 
سوار قایقِ دلِ شكسته 
به مهمانی توفانزده سینه رفت 
با دست مهربان 
غیظ فروخورده را 
به زلف عروسكان دریایی سپرد 
مادرانه گفت 
غمِ حریص استخوان شكن 
از شما به دور 
در دورانِ ستمبارِ عزادارانه خشكسالی انسانیت .

#خرم_سعیدی بهار٩٥ خورشیدی


برچسب ها: غمخوارك ، خرم سعیدی ،

دوشنبه 27 اردیبهشت 1395

شوق امید

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" شوق امید "

یارانِ سالخوردِ بندیِ آسمان 
پشت به شب و متحد 
دست مرگ،بر تنور سینه اش زدند 
خنجر عشق نور،
سوارِ بالِ هوا می گشت.
آتش خون لاله ها 
ساكت و ساكن
روئده به سنگ نور
جام دشت شب شكست .
چشمه چشم آسمان 
آب آفتاب را 
غرق غرقاب زمین كرد
سفره سرد دیمسار زمین 
پاشنه عشق كشید 
برزگری از دور
آفتاب گندمزار را 
به امید و شوق خرمن می كرد.
#خرم_سعیدی بهار٩٥ خورشیدی


برچسب ها: شوق امید ، خرم سعیدی ،

یکشنبه 26 اردیبهشت 1395

رُو گِریو

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" رُو گِریو " 

" بَنگِرو سی یَته گچ اِخو بِنه جون"1

گَویَلم وا سَر زَنین سی رُویِ بی زُون

اَر بَرن اَوِ زُلال زِ بختیاری

كُور اَوین وُ دُنگ مَدین مَیاین دیاری

اَوِ رُو صِدا مَكن بِگِر گِلامُون

كُه بُرن دِرت اِدن بَرن صفاهون

هُوشَوی وا بِكُنیم وُ پُك بِنیم جُون

اَوایِ ولاتمون رِن یزد  وُ كِرمون

ماهیون هَی گِریون اَوا اِبُون سُور

سی اَوا زال بِزَنیم تا كِه اَویم كُور

اَسبونِ كُتل كُنین زَنگل بُرن پَل

اَوانِ دارن بَرن سَرتون كُنین خَل...

١- مصرع اول از مرحوم داراب افسر بختیاری است.

#خرم_سعیدی بهار٩٥ خورشیدی 


برچسب ها: شعر لری ، شعر بختیاری ، شعر لری بختیاری ، رو گریو ، خرم سعیدی ،

جمعه 24 اردیبهشت 1395

چاه بیژن

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" چاه بیژن "
"به روح بلند فردوسی به مناسب بیست و پنج اردیبهشت روز فردوسی كه هر روز روز  فردوس است.
شاه مرغان چشم بگشا
كوه قافت سوختند
آینه افلاكت افتاده به چاه
پره های چرخ خورشیدی شكست
مار،زهرش را به چشمه ریخت از جوشش فتاد
آن كبوتر شاخه زیتون به منقارش اسیر
پنج گلبرگ گل نیلوفر از بن خشك كردند و به بادش داده اند
شیر شمشیرش به دیو شب سپرد
لشكر هاروت و ماروت،در رهِ مشرق نهادستند گام
باز ضحاك از دماوندین چاه
بند بگسسته هویدا گشته است
باز افریدون به بند
كاوه در كوره فكندند سوختند
رستم از زابل برفت
باز بیژن در چه و خون سیاوش بر فناست
روزگاری دیگر است.
#خرم_ سعیدی بهار٩٥ خورشیدی 


برچسب ها: چاه بیژن ، شعر حماسی ، خرم سعیدی ، شعر نو حماسی ،

جمعه 24 اردیبهشت 1395

نور كش

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" نور كُش "

شرار شوم شیطان
همگستر گنگاگنگ زمان
پاسدار زمستان بلند شب
شعلِه ،آتش پوشیده برای جان .
پژواك همه گیر همهمه ای به راه:
هیولای جهل
جلاد خود قربان
شیطان رو به زوال
رسته از غل و زنجیر
زوزه كشان
زیر و رو می كند زمین
نقب می زند به دریا
بخار خشمش به جوش
جوان كهن نور را كشت.

" خرم سعیدی،بهار١٣٩٥ خورشیدی


برچسب ها: نور كش ، خرم سعیدی ،

جمعه 17 اردیبهشت 1395

درد بی دردی

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" درد بی دردی"

دشتِ كالِ دلِ مال
چی هَف بند رُو وِ نال
پامالِ زَمونِ ویرُون
سی بی دردیِ وَسه وِ ایل
گُلای دردِ كُهِسُون
غمِ كورِ دل وِ آسمون رَسوند
سی خین حُشك اَویده گَوگرى
دلِ شیر اَو اِی بی وِ زادِ اِی درد.
#خرم_سعیدی بهار٩٥


برچسب ها: شعر نو محلی بختیاری ، شعر نو بختیاری ، شعرنو لری ، شعر بختیاری ، خرم سعیدی ،

پنجشنبه 16 اردیبهشت 1395

ناداری

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" ناداری "
" یكی خود را به پل حلق آویز كرد و دیگری از پله های بیمارستان خود را به زیر انداخت. جراید."

ای شب شده به عنف
در راه تو، روح تنگ است
دلِ خراب،زندانی سینه
و روح ما،شام غریبانی كور.
ای بار اندوهان به دوش
هوایت مثل خودت بندی
ما،ستون سقفت به دل داریم
غم هم پروازانمان به یاد
آسمانی جز تو زیر پا نداریم
اینجا بند چاهی هست
برای گردن خود یا دشمن
آهِ روحِ دردِ رو به دریچه نورمان
تابوتی را جار می زند از بی كفنی
چون سگان هار همسایه، در راه جنازه اند.

خرم سعیدی


برچسب ها: ناداری ، خرم سعیدی ،

چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395

اشك ستاره

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" اشك ستاره "

بقچه دریاچه نور را
زیر بغل هوا
به دیو شب دادند
تا سیاهی را
قطره قطره
آرامتر به سحر براند
و به مرگ بالای سر ما
لبخند بزند.
اما سوگ اشك ستاره ها
دریا می شود
تا با پاروی نور
شب سنگی را برهم بزند
و گنجشك ساكت كرده شده
صبحِ در راه را جیك بزند،
بوی بوته ها سر بهم بكوبد به شوق
راستی داستان رهایی را
جار بزند.

 خرم سعیدی - بهار٩٥خورشیدی


برچسب ها: اشك ستاره ، خرم سعیدی ،

شنبه 4 اردیبهشت 1395

بَردی شهر

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

"بَردی شهر "

اَی خینِ رَوونِ عَزیزونِ دَورون

رُوحِ مُدامِ زُنده یِ بَرد آشیون

گُمبِ گُلِ شَهرای نها،مالِ میر

یادگارِ پیرِ دِیر

كَتیبه شهرِ وِیرون،

صدایِ شهنه اسبِ زمون

زیرِ هر بَردت خَو .

چِنگالِ كُو دِشمِن،بَردی وُجاقت كُور كِی

جُون كندی وُ مَندی

وَر  سُم دَسِ تاریخ

مِردُنه جِستی

تا ایچُو خوت رَسوندی

پَ بِمَهن جاودونه

آسیده بِخَوس

بَچَلِت تقاصت گِرن وِ زَمونه.

#خرم_سعیدی بهار٩٥خورشیدی


برچسب ها: شعر نو لری ، شعرنو لری بختیاری ، شعر بختیاری ، بردی شهر ، خرم سعیدی ،

پنجشنبه 2 اردیبهشت 1395

یادگار زخم

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" یادگار زخم "
فریاد فرهاد است آن در گوش شیرین
تا بیستون عاشقی راهی نمانده
پای خیال آمدن در سینه او
بیداری بغض شبان تار می یافت
دروازه دل تا سحرگاهان گشوده
پای صدای فاصله خارست بر دل
دل گمشده در یاد عشق خوب شیرین
مشتی شده پر خون ز اندوه زمانه
زخم دلش با زخم سنگستان گره گیر
درد دلش با درد درمان می كند او
شیرین عشق شیرینیش را دام كرده
بند تن فرهاد را بی تاب كرده
كوبیدن تیشه به كوه دل چه آسان
خطی به تیشه در میان قلب می زد
رؤیای شیرینش دوباره بال گستر
باز خیااش تا وصال دوست راهی
او می تراشد كوه دل با درد جانكاه
جور دلش قد كمانی می كشد آه
كوهش صدا را باز گردانید ناگاه
تو اشتباهی عاشقش گشتی و بی راه
دلداده خسرو شده او گاه و بی گاه
فرجام ناكام است گاهی زندگانی
باید كفن بر روزهای مرده پوشید
گاهی درخت صبر تلخین میوه دارد

#خرم_سعیدی بهار٩٥خورشیدی.


برچسب ها: یادگار زخم ، خرم سعیدی ،