دوشنبه 30 شهریور 1394

صلح

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    نوع مطلب :شعر نو نیمائی ،

"صلح "
"به مناسبت روز جهانی صلح،بیست یکم سپتامبر برابر سی شهریور"

قبای فرشته پوش
کبوتر نوید ده نیاز راستین
ای پهلوان مهربانی، ای صلح
نوید ابدی ده تا از فراز آز بگذرد
واعظان مرگ جبهه ی جنگ
ای صلح،ای صعبترین گریوه
از فراز دل خویش
سیلاب سیاه جنگ کشتارگر را
به ابدیت بتاران
ای والاترین خرد، ای صلح
هفت مهر نیکی را بر جهان بتاران
تا در سایه سار شاخ زیتونت
غرور گره گیر جنگ
دلمرگ شود
و آسمان آرام بر فراز بنما
ای نیاز راستین،جاوید ابدی
ای صلح.

" خرم سعیدی"


برچسب ها: صلح ، خرم سعیدی ،

جمعه 20 شهریور 1394

شیر سنگی

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    نوع مطلب :شعر نو نیمائی ،

سنگ شیر

"تقدیم به دکتر قنبیر مولف کتاب شیر سنگی"


ای شیر گران سنگ دیرپا

بردباریت ز کوه واگذراندی

در پیش نمای صحرا

جنگل خیس شجاعت آخرین آهت

ابر خشکی نشستی خسته و تنها

در پسینگاه سنگپوز کوه

سرخوش آمدن شب

نظار نامردمانه ترین زندگی

با تمامان سازوار غم بار

با نهادگی طره زرتار زندگی شیر دیگری

در سردنای دهر

یادمان دراز آهنگ خلوت خا کنشینانی

در خیزخاکانه ترین هوای بی هوا.

نگاهت فراپیش

توفش فرا نگریستن دیگریست

فراز آسمان به جاودانگی

تا با پسین نگاه ددی دیگر زور نگوید

 

خرم سعیدی تابستان 94


برچسب ها: شیر سنگی ، خرم سعیدی ،

یکشنبه 15 شهریور 1394

زندگی تازه

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    نوع مطلب :شعر نو نیمائی ،

"زندگی تازه"


به تازگی با رنگ دیگر زندگی

مویم گوش تیز کرد

گوشم کف دستم گذاشتند

با برگ ریزان سرخ دندان هایم

با دوختن چشم هایم با نخ سیاه

زمستان دیگری نمایان شد.

باید به غار قبر آرزوها جهید

دندان های خفاشان شمرد

تا چوپانان دور دست

نیلبک بنوازند و ماران افسون کنند

آنگاه یخ زندگی آب شود

شکوفه نو دهد

و آن را بیاغازیم دوباره

 

خرم سعیدی  - تابستان 94


برچسب ها: زندگی تازه ، خرم سعیدی ،

سه شنبه 10 شهریور 1394

پل

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    نوع مطلب :شعر نو نیمائی ،

" پل "

آی دریانورد دلیر
رویا!
با کدام ترازوی بی تراز
سنجیدی قدرت و خود خواهی حاکمان هیولا وش را
تا از فراز پل آینده به گذشته روند
و تماشاگر نامیزان ابدی باشند.
تا گذشته ما را شکل دهند.


تابستان94 - خرم سعیدی


برچسب ها: شعر نیمائی ، خرم سعیدی ،

دوشنبه 9 شهریور 1394

پرتوی بر دو شعر فروغی مهر

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    نوع مطلب :متفرقه ،

" پرتوی بر دو شعر استاد فروغی مهر "


گذری بر دو شعر استاد شهرام فروغی مهر

1-      " شرابخانه "

پلکت پیاله ای ست

برهم که می زنی

به سلامتی

می نوشم و

سیرابی ندارم

ساغر که چشم تو باشد

شرابخانه تعطیل است.

2-     " شکل چشم "

شکل شکیل چشم تو را

حافظ به باغهای تغزل کشید و

فتنه بر انگیخت در حیات

آشوب

جهان گرفت و

حالا صدای دف شبانه روز

از لا به لای این کلمات

شکل شکیل چشم تو را می زند .

گذشته از این که سیر آفاقی و انفسی شاعر را که بنده از آن بی اطلاع هستم و جز جسته و گریخته در دنیای مجازی با آثارمنظوم ایشان آشنا ندارم ولی بقول حافظ : به " بلبلی را بس بود برگ گلی" بسنده کردم با این وجود ایشان ، در سلوک شعری قلم زده،لحظه های شاعرانه را شکل داده و در عالم معنا گذرانده و به روح شعریت دست یافته ،هنرمندی است که کلام را برای قصد رساندن معنا و مقصود شاعرانه به تکنیک خاص به کار می بندد و با جانبخشی به کلمات ساده و معمولی و بر جسته سازی آنها با استفاده از چیدمان خاص و با نگاهی تازه به مقصود درون نزدیک می نمایند و با بهره گیری از چم و خم های آوائی و صنعت گری زبانی هماهنگی های آوائی دست در دست یکدیگر داده به مهر می رقصند و خالی از تنافر حروف ،نغمه ها و طرحهای هنری خاصی را خلق می نمایند که به تابلویی نقاشی شده می ماند که در عین سادگی ،گویا، مفهومی،تصوری،خلاق،و خیال انگیز است.بقول دکتر شفیعی کدکنی : " شعر حادثه ایست که در زبان روی می دهد ."شعر در زبانش روییده است نه اینکه با لفاظی خواننده را سرگرم کرده باشند .

 

دو اثر : "شرابخانه و شکل چشم " که تازگی به دستم رسیده شاعر ، جهان خود را شاعرانه و آراسته نگاه کرده و با استفاده از ایده و الگوی خاص آنها را به درجه "بیت الغزل" رسانده است . ضمن داشتن گوشه چشمی عرفانی و بهره جستن از الفاظ صوفیانه بدون استفاده از استعارات عجیب و غریب و یا غربزدگی و فیلسوف مآبانه تا سرحد سادگی و طبیعی و مراث داری از گذشتگان ،اشعاری برونگرا،رومانتیک،یا می توانیم بگوئیم فانتزی را خلق کرده  که روح شاعرانه و هنری حاکم بر شعر را تداعی می کند، از قلمی توانا و پشتوتنه فکری قوی سر چشمه گرفته است شاعر در این دو اثر  درد و دردمندی اجتماعی که به نوعی مد روز است را بیان نمی کنند اما به درون دردمند افراد اجتماع ناخنک می زنند و احساس خفته را تکانی می دهند تا چشم با خلق دو تابلو شعری رو برو گردد و لذتی که شاعر با احساس خود در روح کلمات دمیده بهرمند شود . از طرفی بحث زیبائی شناسی این دو اثر بقدری قوی و جای گسترش دارد که بقولی نگو و نپرس.

                                                                                                                                                         تیر1394 خرم سعیدی



برچسب ها: نقد شعر ، نقد شعر فروغی مهر ، خرم سعیدی ،

پنجشنبه 5 شهریور 1394

دغا

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    نوع مطلب :شعر نو نیمائی ،

" دغا "

دست خائیدیم و نالیدیم
از دست دلقکان نالنده
دردا،گوش انسانواره را
نفسبندانه می رقصانند
با سوهان شکنجه
با رنگین كمان کلمات
پل موریانه زده می سازند
با دروغ بهتر از راست
حهان چون باغ را
برای شریرانه ترین مردان شهوت باره
بینبارند از همه چیز و هیچ
آه بر گور انسانیت
کجاست خاموشی بزرگ.


خرم سعیدی -تابستان 94


برچسب ها: شعر نو نیمائی ، دغا ، خرم سعیدی ،