دوشنبه 12 شهریور 1397

گل بی بو

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" گلِ بی بو "
گل بی بویِ کلیدِ امید
گره از کار دل ما نکشید
راز دل، چون نتوان گفت
ز گفتار چه سود
جانم از غم فرسود
راه آمد بگرفته است سیاهی اکنون
سایه از شب به رمیده دیگر
خزه روئیده سیاه بر دریا
چشمه ها گشته لجنزار و تباه
برگ ها خشک ستاره بفتاده در چاه
بوی شومین سیاهی همه جا گسترده
خوشی و شادی و آسایش مرد
رحم اله بخوانید، به بزرگیِ منش و به راستیّ و به مردانگی و انسانی
خستگی مانده به تن در همه جا
وای بر فردایِ پسِ امروزی ما

#خرم_سعیدی تابستان ۹۷ خورشیدی
 Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: گل بی بو ، شعر اجتماعی نو ، خرم سعیدی ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.