جمعه 22 تیر 1397

یاور نبرد

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" یاور نبرد "

کوه نیم سایه و نیمش خورشید
جنگلش هست تکیده،سر تسلیم به درد
جنگیانش بگرفته پس سنگی سنگر
آتش افروخته جز دود ندارد حاصل.
اسب مشتاق و شتابان و شتابنده شده
شعله عشق دویدن در چشم
چنگ سمدست به جنگ،راه می تافت چو دود
بی قرار و بگذار،عطر خاک آشوبید
نعل با مستی خاص،بوسه می داد به سنگ
سرعتش گوی شهابی است شکسته برِ کوه
گام بر سایه خود می زد گاه
گاه گاهی بنوازند شلاق ستمی بر کپلش
باد از پره بینی به مثَل،می دمد کوره آهنگر سرد
کاکل پیشانی،پر شاهین،پر و بالی می زد
ابرو آژنگ نموده بر باد
در دهن گام لگام،نیست فرمان بفشارد دهن خشم بهم
قوس گردنش کمان آرش
روی پای پس خود راست بشد
شیهه شمشیر کشید،آنچنان کوه بلرزیدی سخت
اسب بر سوی غروب بغلش وا می کرد
سینه با سینه سوارش به تپش یاوری ها بنمود
پا به پا باد دود،جنگجو مرد سوارش نشود دشمنکام
بانگ و فریاد تفنگ،می زند بر شکم کوه و کمر گاهی چنگ
تیر،پرواز خطر بر فراز سرشان در تک و دَو
بارش خشم سوار گاه خود را به پناه شکم اسب کشد
پلک بر پلک نسایند هر دو
کوهه زین بنموده سنگر
کینه پر سینه و فریاد فروان به گلو
زین شغادان که نهفتند برِ راه ها چاه 

#خرم_سعیدی تابستان۹۷ خورشیدی
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: یاور نبرد ، وصف اسب ، خرم سعیدی ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.